spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
عوامل انحطاط فرهنگ و تمدّن اسلامي چاپ پست الكترونيكي
۰۶ آذر ۱۳۸۹
«... و بپرهيزيد از آنچه فرود آمد بر امّت‌هاي پيشين، از كيفرهايي كه ديدند بر [اثر] كردارهاي ناشايست و رفتارها كه كردند و نبايست مي‌كردند. پس نيك و بد احوالشان را به ياد آريد و خود از همانند شدن به آنان برحذر باشيد.و [وقتي] در خوشبختي و بدبختيشان انديشيديد، آن را عهده‌دار شويد كه عزيزشان گرداند و دشمنان را از سرشان راند، و زمان بي‌گزنديشان را به درازا كشاند و با عافيت از نعمت برخوردار و پيوند رشتة بزرگواري با آنان استوار گشت...»
 

هر پديده در نظام هستي، پديدآورنده‌اي دارد. مسلّماً، زوال هر پديده نيز مانند پيدايش آن، زمينه‌ها، علل و عواملي دارد كه غير از عوامل پيدايش آن هستند. در اين مقاله سعي بر اين است كه عوامل عمدة اضمحلال تمدّن و فرهنگ اسلامي پرداخته شود.

ديدگاه‌هاي مربوط به سرانجام فرهنگ‌ها و تمدّن‌ها به طور كلّي دربارة سرنوشت تمدّن‌ها و ترقّي و سقوط آنها چهار ديدگاه وجود دارد:

ـ نظريّة تكامل


براساس اين ديدگاه، گذر زمان و تدرّج تاريخ، جامعة انساني را به سعادت و كمال نزديك‌تر مي‌كند و عاقبت جامعة انساني، رسيدن به سعادت است و اين را ناشي از جبر تاريخ مي‌دانند. اين ديدگاه مربوط به ماركسيست‌ها و مجموعة كساني است كه علل را در علل مادّي منحصر دانسته و ارادة انسان‌ها را مستهلك و مقهور در برابر ارادة تاريخ مي‌دانند.5

ـ نظريّة انحطاط


براساس اين ديدگاه، منتهاي سير جوامع بشري، انحطاط و زوال است و هرچه به آينده نزديك‌تر مي‌شويم، به انحطاط كامل نيز نزديك‌تر مي‌شويم. گويند "فون ويزه" جامعه‌شناس آلماني از جملة طرفداران اين نظريّه است.6

ـ نظريّة دوراني ايستا


براساس اين ديدگاه، جامعه و تمدّن بشري، مراحل مختلفي را طي مي‌كند و پس از زمان پيري، به زوال مي‌رسد و سپس جوامع ديگري مي‌آيند و همين سرنوشت جوامع قبل را پيدا مي‌كنند و اين عادت هميشه استمرار دارد. براساس اين نظريّه، اين شيوه به نحو تساوي براي همة جوامع ثابت است. گويند ويكو ايتاليايي و سوروكين آمريكايي از حاميان اين نظريّه‌اند.7

ـ نظريّه دوراني تشكيكي يا حلزوني


براساس اين ديدگاه، هر امّت «اجلّ مسمّا» و مراحل متعدّدي دارد تا به مرحلة انحطاط برسد و نوبت به جوامع بعدي داده شود، ولي اين ويژگي مربوط به امّت‌ها و جوامع خاص يا مربوط به تك‌تك جوامع است. براساس اين نظريّه، سرنوشت كل و نهايي جوامع بشري غير از سرنوشت جوامع خاص و تك‌تك آنهاست و فراز و نشيب‌هاي جوامع خاص و جزئي، مقدّمة ظهور جامعة سعادتمند و سعادت‌بخش بوده، بهترين جامعة آرماني (مدينة فاضله) بشر محقّق خواهد شد.

مرحوم شهيد مطهّري چنين نظري دارد. از ديدگاه شهيد مطهّري، انسان مي‌تواند حوادث گذشتة تاريخ انسان در جهت مثبت و منفي را مطالعه كرده و مانند گذشتگان، بلكه قوي‌تر و بهتر به سوي كمال حركت كند. بنابراين تاريخ را معلّم خوبي براي انسان‌ها معرفي مي‌كند.8

نظر استاد مطهّري از قرآن و روايات پيشوايان ديني اسلام الهام گرفته است، چنان كه امام علي(ع) فرموده‌ است: «...پس از حال فرزندان اسماعيل و اسحاق و اسرائيل ـ كه درود بر آنان باد ـ پند گيريد، كه حالت‌ها سخت متناسب با هم و چه نزديك است مثال‌ها به هم، بيش و كم...»9

و نيز فرموده‌ است: «... و بپرهيزيد از آنچه فرود آمد بر امّت‌هاي پيشين، از كيفرهايي كه ديدند بر [اثر] كردارهاي ناشايست و رفتارها كه كردند و نبايست مي‌كردند. پس نيك و بد احوالشان را به ياد آريد و خود از همانند شدن به آنان برحذر باشيد.و [وقتي] در خوشبختي و بدبختيشان انديشيديد، آن را عهده‌دار شويد كه عزيزشان گرداند و دشمنان را از سرشان راند، و زمان بي‌گزنديشان را به درازا كشاند و با عافيت از نعمت برخوردار و پيوند رشتة بزرگواري با آنان استوار گشت...»10

پس از ذكر اين نظريّات، نوبت به طرح اين سؤال مي‌رسد كه براساس كدام ديدگاه مي‌توان عوامل انحطاط فرهنگ و تمدّن اسلامي را بررسي كرد؟
براساس ديدگاه آنان كه معتقد به جبر تاريخ هستند، اعمّ از اينكه الهي يا مادّي باشند، نمي‌توان دربارة علل انحطاط صحبت كرد؛ زيرا عامل اختيار و ارادة انساني كه مي‌تواند در تغيير سرنوشت جوامع مؤثّر باشد، ناديده گرفته شد. خلاصه هر ديدگاهي كه غير از ديدگاه تكامل تشكيكي و حلزوني (رو به جلو با عبرت از گذشته) باشد، نقش عملكرد اختياري انسان را ناديده مي‌گيرد. پس براساس ديدگاه دوراني حلزوني يا تشكيكي مي‌توان به نحو منطقي به بررسي عوامل انحطاط پرداخت؛ زيرا در اين ديدگاه، مطالعة حوادث مثبت و منفي گذشته در اصلاح و بهتر شدن امور جامعه در آينده مؤثّر است.

پيش‌فرض‌هاي بررسي عوامل انحطاط تمدّن‌ها


1. حوادث عالم از جمله فرهنگ‌ها و تمدّن‌ها مسبوق به عوامل و علل پيدايش آن فرهنگ و تمدّن‌هاست؛
2. در پيدايش پديده‌هاي جهان از جمله فرهنگ‌ها و تمدّن‌ها، عوامل متعدّدي وجود دارد؛
3. علل و عوامل پيدايش يك پديده از جمله فرهنگ‌ها و تمدّن‌ها، علل و عوامل تكامل، استمرار و بقاي آن پديده هم مي‌باشند؛
4. علل و عوامل انحطاط يك پديده غير از علل و عوامل پيدايش و بقاي آن پديده است؛
5. در نظام اجتماعي انساني و تمدّن‌ها، آخرين عامل علل پيدايش يك فرهنگ و تمدّن، ارادة انساني است؛
6. در از بين بردن علل پيدايش فرهنگ و تمدّن يا عارض شدن عوامل معارض با بقاي آن فرهنگ و تمدّن هم ارادة انساني نقش‌آفريني جدّي دارند.
پس براساس ديدگاه معتقد به نقش عقيده، فكر و عملكرد اختياري انسان در انحطاط جوامع و تمدّن‌ها، به بررسي و ذكر عوامل انحطاط فرهنگ و تمدّن اسلامي مي‌پردازيم.

نشانه‌هاي جامعه و تمدّن منحط


براي شناسايي يك پديده، علائم ويژه‌اي وجود دارد. فرهنگ و تمدّن منحط نيز به عنوان يك پديده، نشانه‌هايي دارد كه جهت آگاهي از وضعيّت آن جامعه، مي‌توان به آساني به وسيلة آن علائم، چنين جامعه‌اي را شناسايي نمود. بعضي از اين نشانه‌ها از ديدگاه قرآن عبارتند از:
ـ عصيان و نافرماني از دستورات الهي؛
ـ تكبّر و خودبرتربيني و كوچك شمردن ديگران؛
ـ توجّه به امتيازات مادّي به جاي امتيازات علمي و معنوي؛
ـ نسبت دادن گناه خود به ديگران؛
ـ اغوا و فريب و گمراه ساختن مردم؛
ـ افترا به خدا براي پيشبرد مقاصد شيطاني؛
ـ رياكاري و پوشيدن لباس خيرخواهي.11

واكنش‌هاي مقابل عوامل انحطاط فرهنگ و تمدّن


در نظام جهان، قوانين (نواميس و سنّت‌هايي) حاكم است كه در برابر كنش‌هاي اختياري انساني واكنش نشان مي‌دهند. اين واكنش‌ها را نمي‌توان جزو عوامل انحطاط فرهنگ‌ها و تمدّن به حساب آورد، اگرچه ممكن است تير خلاص بر يك جامعه ببارند.

اين واكنش‌ها ـ چه آنها را از جنود و لشكريان خداوند بدانيم كه همين طور است و چه آنها را عملكرد خودكار جهان طبيعت بدانيم كه منافاتي با جنود بودن براي خداوند ندارند ـ پس از عملكرد سوء انسان بر جامعه عارض مي‌شوند. واكنش‌هاي برابر عوامل انحطاط فرهنگ و تمدّن انسان‌ها را قرآن، عذاب‌هاي الهي مي‌نامد و ممكن است به شيوه‌هاي ذيل تحقّق پيدا كنند:

غرق شدن در آب، ارسال بادهاي سرد و سخت،  قحطي و خشكسالي، خسف يا فرو بردن در زمين، ارسال صيحه و صاعقه آسماني، نزول باران‌هاي سنگ از آسمان، مسلّط ساختن بعضي از ستمگران بر بعضي ديگر جهت عذاب آنها، ايجاد تفرقه و درگيري.12

عوامل انحطاط فرهنگ و تمدّن اسلامي


عوامل انحطاط فرهنگ و تمدّن اسلامي با توجّه به محور تقسيم و جهات متعدّد، تقسيمات گوناگوني دارند كه بعضي از آنها عبارتند از:
1. تقسيم‌بندي به جهت كلّي و جزئي بودن عوامل؛
2. به جهت دروني و بيروني كردن عوامل؛
3. به جهات مادّي و غيرمادي بودن عوامل؛
4. به جهت مكان‌هاي مختلف تحقّق عوامل؛
5. به جهت زمان‌هاي مختلف تحقّق عوامل؛
6. به جهت سلسله‌هاي مختلف حكمراني؛
7. به جهت قوميت‌ها و نژادها؛
8. به جهت افكارو عقايد مختلف؛
9. به جهت اشخاص و شخصيت‌هاي مختلف؛
10. به جهت شدّت و ضعف؛
11. به جهت اصل دين و پيروان آن؛
12. به جهت عوام و خواص و... .
در اين مقاله به جهت اختصار، بررسي همة تقسيمات و احصاي همة عوامل انحطاط، نه مطلوب است و نه ممكن. بنابراين در اينجا به كلّيات و عوامل اصلي انحطاط اشاراتي شد.

نويسنده: قباد محمّدي شيخي (عضو هيئت علمي دانشگاه ياسوج)
ماهنامه موعود شماره 118

پي‌نوشت‌ها:

1 . يوسف/ 109.
2 . نهج‌البلاغه.
3 . زيدان، جرجي، تاريخ تمدّن اسلام (ترجمه علي جواهر كلام)، ص218.
4 - جهت آگاهي بيشتر از امور و علوم دخيل در نظور حيات انسان به "آدلر، فيليپ جي، تمدّن‌هاي عالم ، ترجمه محمدحسين آريا، ج1 ص30ـ27" مراجعه شود.
5 . قانع، احمدعلي، علل انحطاط تمدّن‌ها از ديدگاه قرآن كريم، ص35.
6 . همان.
7 . همان.
8 . مطهّري، مرتضي، فلسفه تاريخ، ص221.
9 . نهج‌البلاغه.
10 . نهج‌البلاغه.
11 . قانع، احمدعلي، علل انحطاط تمدّن‌ها از ديدگاه قرآن كريم، ص64ـ61.
12 . همان، ص63ـ68.
13 . قصص/ 77.
14 . قرباني، زين‌العابدين، علل پيشرفت اسلامي و انحطاط مسلمين، ص296ـ299.
15 . همان،‌ ص 296-299.
16 . همان، ص339.
17 . نهج البلاغه.
18 . غررالحكم.
19 . همان، .
20 . زيدان، جرجي، تاريخ تمدّن اسلام (ترجمه علي جواهر كلام)، ص333.
21 . همان، ص980.
22 . قرباني، زين‌العابدين، علل پيشرفت اسلامي و انحطاط مسلمين، ص390ـ400


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2019 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.