spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
غدیر در کتاب خدا چاپ پست الكترونيكي
۰۲ آذر ۱۳۸۹

 در سراسر قرآن كريم، آيات بسياري ـ و گاه سوره‌اي ـ وجود دارد كه دربارة اميرالمؤمنين، ابوالحسن عليّ‌بن ابي‌طالب(ع) نازل شده و دانشمندان تفسير، از شيعه و سنّي، در تفسيرهاي خود با ذكر مدرك بيان كرده‌اند. اين آيات، بعضي مربوط به خود آن حضرت و پاره‌اي مربوط به خاندان نبيّ اكرم(ص) است، كه وي بزرگ و سرور آنان مي‌باشد. اين‌گونه آيات بسيار است،
 

در سراسر قرآن كريم، آيات بسياري ـ و گاه سوره‌اي ـ وجود دارد كه دربارة اميرالمؤمنين، ابوالحسن عليّ‌بن ابي‌طالب(ع) نازل شده و دانشمندان تفسير، از شيعه و سنّي، در تفسيرهاي خود با ذكر مدرك بيان كرده‌اند. اين آيات، بعضي مربوط به خود آن حضرت و پاره‌اي مربوط به خاندان نبيّ اكرم(ص) است، كه وي بزرگ و سرور آنان مي‌باشد. اين‌گونه آيات بسيار است، كه اگر بخواهيم تنها به نام بردن آنها هم اكتفا كنيم، باز سخن به درازا خواهد كشيد. از اين‌رو سه مورد را با شرح مختصري ذكر مي‌كنيم و سپس به بيان آيات غدير كه مقصود اصلي اين فصل است، مي‌پردازيم.


  • آية ولايت

«إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ؛1
ولىّ شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده‏اند، همان كسانى كه نماز برپا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند.»
اين آيه به نقل 66 نفر از مفسّران و فقيهان بزرگ اهل تسنّن، دربارة علي(ع) نازل گشته است و حتّي دانشمندان سنّي، اشعاري را كه حسّان بن ثابت در اين موقع در ستايش امام سروده و اين موضوع را به روشني تشريح كرده است، نگاشته‌اند.2
اين آيه، صرف نظر از اصل فضيلت و نزول آن دربارة اميرالمؤمنين(ع)، براي امامت و ولايت او پس از نبيّ اكرم(ص) دلالت مي‌كند؛ آن هم ولايت و سرپرستي‌اي است كه در رديف ولايت خداوندي و ولايت رسول اكرم(ص) است؛ مخصوصاً با اين اسلوب ادبي محكم، جمله‌بندي مؤكّد و بليغ، صراحت تمام و آغاز كردن آيه به «انّما» كه انحصار را مي‌رساند و از اينجاست كه امامت بلافصل و خلافت او، در متن كتاب آسماني ما به خوبي ديده مي‌شود.

سورة «هل أتي»، اين سوره نيز به نقل 34 دانشمند و مفسّر از اهل تسنّن، دربارة خاندان نبيّ گرامي(ص) نازل شده كه سه شب پياپي ايثار كردند و غذاي افطار خويش را به مسكين و يتيم و اسير دادند.3 اين فضيلت به قدري اشتهار يافت كه شعراي تازي، قصيده‌ها و اشعار بسياري، از جمله اين مصرع لطيف وفي غيرهم هل أتي هل أتي؟ را سرودند و شافعي گفت:‌
«أنّا عبد لفتي انزل فيه هل أتي؛ من بندة جوانمردي هستم كه سورة هل أتي درباره‌اش نازل شده است.»

  • نام‌گذاري شيعه

در ميان آياتي كه در مدح علي(ع) نازل گشته است، اين آيه:
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ؛4
همانا كساني كه گرويدند و كردار شايسته انجام دادند، خود بهترين آفريدگان هستند.»
و حديث پيغمبر اكرم(ص) دربارة آن، كه در كتاب‌هاي تفسير و تاريخ اسلامي ياد شده است، بسيار جلب نظر مي‌كند. چون علماي اهل تسنّن در شأن نزول آن، از جابر بن عبدالله انصاري، صحابي جليل، روايت كرده‌اند كه مي‌گفت:‌
در حضور پيغمبر بوديم كه عليّ‌بن ابي‌طالب(ع) رسيد. پيغمبر فرمود: برادرم بر شما وارد شد. آنگاه دست به كعبه زد و فرمود:
«به خدايي كه جانم در دست اوست، إنّ هذا و شيعته هم الفائزون يوم القيامـ[؛ همانا فقط اين مرد و شيعيانش در روز پاداش، رستگارند. او نخستين كسي است كه به من گرويده و از همة شما در پيمان خدا پايدارتر و در امر خدا استوارتر است و نسبت به مردم عادل‌تر و در تقسيم مساوات جلوتر و مزيّتش پيش خداوند از همگان افزون‌تر است». آنگاه آية ياد شده نازل گشت.5
نيز روايت كرده‌اند كه هنگام فرود آمدن اين آيه، پيامبر بزرگ(ص) فرمود:
«أنت يا عليّ و شيعتك؛
اين كسان كه گرويدند و كردار شايسته انجام دادند و بهترين آفريدگانند، تو و شيعيانت هستيد.»6
محدّثان و مفسّران اهل تسنّن كه اين حديث را در بيان نزول آية ياد شده نقل كرده‌اند، نام‌ها و كتاب‌هايشان در «الغدير» ياد شده است. براي اطّلاع بيشتر بايد به آن كتاب و كتاب «أصل الشّيعـ[ و أصول‌ها»7 و كتاب «أعيان الشّيعه»8 و كتاب «المراجعات»9 مراجعه كرد.

  • نتيجه
 
شيعه (پيروان علي) را خود پيامبر اكرم(ص) و باني اعظم اسلام، به اين اسم ناميده است و حتّي مدّت‌ها پيش از صحنة فروزان غدير، شيعه وجود داشته، در زمان حيات پيغمبر(ص) به اين نام خوانده مي‌شده‌اند و تا آنجا مورد لطف خاصّ وي بوده‌اند كه نتيجة اصلي و منظور نهايي دين را ـ كه رستگاري در جهان جاويد و روز پاداش است ـ بدانان منحصر كرده است و از اينجا به تاريخ پيشينيان شيعه و نام‌گذاري آنان كاملاً آگاه مي‌شويم و هم به غرض‌ورزي برخي از نويسندگان و بي‌اطّلاعي برخي ديگر پي مي‌بريم، كه اين حقايق را درست مطرح نكرده‌اند.

  • تذكّر اخلاقي

شيعيان علي(ع) كه رستگاري و سعادت، ويژة آنان خواهد بود، همان كساني هستند كه پس از ايمان به خدا، جز به كردار نيك و اعمال شايسته، مبادرت نورزند و اميرالمؤمنين(ع) ـ آن نمونة عالي تربيت اسلامي و پيشواي مقدّس انساني ـ و گفتار و كردارش را سرمشق خود قرار دهند.

  • آيات غدير
 پس از ذكر اين مقدّمه به آياتي مي‌پردازيم كه پيرامون «واقعة غدير» نازل گشته و اين حديث و داستانش را به متن كتاب آسماني مسلمانان پيوند داده است. در اين مورد، نويسندة بزرگ، مؤلّف الغدير مي‌نويسد:‌
پروردگار را به مشهور ساختن اين حديث، توجّهي خاص بوده است كه هميشه بر سر زبان‌ها باشد و هماره راويان، آن را بازگو كنند؛ تا اينكه براي اثبات حقّانيت بزرگ نگهبان دينش، امام و پيشواي ما «علي(ع)» حجّتي استوار باشد. بدين جهت، پيامبر(ص) را هنگامي كه توده‌هاي انبوه، گردش ازدحام داشتند، با امري مؤكّد، به تبليغ وادار كرد. او هم در همان حال كه جمعيّت‌هاي فراوان مردم شهرهاي مختلف، دورش را گرفته بودند، اين دعوت اكيد را اجابت كرد. جلوافتادگان را بازگردانيد و عقب‌ماندگان را نگاه داشت و آوازش را به گوش همگان رسانيد و فرمود كه گفتارش را حاضران به مردمي كه غايبند، ابلاغ كنند، تا جمعيّتي كه از صدهزار نفر افزون بودند، همه راوي و ناقل اين حديث باشند.
خداوند سبحان به اينها هم اكتفا نكرد و باز آيات كريمه‌اي در اين‌باره فرو فرستاد، كه صبح و شام با گذشت شب و روز خوانده مي‌شود؛ تا در نتيجه، مسلمانان هميشه اين واقعه را در خاطر داشته،  به ياد سپارند و راه كمال و رستگاري خود را بيابند و پيشوايي را بشناسند كه واجب است، تعليمات دينشان را از او فرا گيرند.
پيامبر بزرگ ما(ص) نيز همين توجّه و عنايت را به حديث غدير داشت كه تصميم خود را براي سفر حجّـ[ الوداع به همة مسلمانان اطّلاع داد و مردم را به اين سفر كوچ داد؛ تا مسلمانان دسته دسته به او پيوستند. چون او مي‌دانست كه در پايان اين مسافرت، حادثة بزرگي به وقوع خواهد پيوست كه با آن، كاخ بلند دين برپا مي‌شود و بناي عالي اسلام سر بر مي‌كشد و امّتش به وسيلة آن بر ساير امّت‌ها سيادت خواهد يافت و دولت قرآن، خاور و باختر جهان را خواهد گرفت؛ اگر مسلمانان، مصلحت عالي خود را تشخيص مي‌دادند و راه رستگاري را مي‌ديدند!
به همين منظورِ اساسي بود كه پيشوايان دين نيز اين داستان را ياد مي‌كردند و براي امامت نياي خود بدان استدلال مي‌جستند. چنان كه خود اميرالمؤمنين(ع) در دوران زندگاني‌اش همواره به اين حديث، احتجاج10 مي‌كرد و در اجتماعات و انجمن‌ها،‌ از اصحاب
رسول اكرم(ص) كه در حجّـ[الوداع حضور داشتند و آن را شنيده بودند، مي‌خواست كه بازگوي‌اند و گواهي دهند. ائمّة طاهرين نيز پيروان خود را به عيد گرفتن «روز غدير» و اجتماع، تبريك و تهنيّت گفتن، امر مي‌كردند. اينها همه براي اين بود كه داستان غدير، به رغم گذشت زمان و تطاول روزگار، هميشه با طراوت و شاداب بماند و تازگي اين واقعة بزرگ، پيوسته تجديد گردد.
و در روز غدير، برابر تربت پاك علوي، شيعيان را اجتماع با شكوهي است كه رجال قبايل، شخصيّت‌هاي مشهور و عموم مردم از كوچك و بزرگ از دور و نزديك، در آن شركت مي‌كنند؛ تا با ثنا و ستايش، نام اين روز عزيز و اين يادگار مقدّس را بلند كنند و در اين روز، زيارت مفصّلي را كه از پيشوايانشان نقل شده و در آن،‌ شمارة امامان و دليل‌هاي محكم امامتشان از قرآن و حديث نبوي بيان شده است و هم متضمّن روايت غدير است، مي‌خوانند.
اينجاست كه هزاران فرد مسلمان را مي‌بينيد كه ـ غرق در ابتهاج و سرور از اين فيض معنوي ـ داستان را مي‌گويند و صداي خود را به بيان حقايق آن بلند كرده، بر نعمت ولايت و هدايت به صراط مستقيم، خداي را سپاس گذارند و خود، حديث را نقل كرده اعتقادشان را بدان وابسته مي‌دانند. كساني هم كه به حضور در آن ساحت مقدّس موفّق نمي‌شوند، از دور، اين سنّت مذهبي را انجام مي‌دهند و به عبادت و كار نيك مي‌پردازند. پس بيشتر از يك سوم مردم جهان اسلام، حديث غدير را شعار خود دانسته از اين گفتة پيغمبر(ص)، حقيقت دين را مي‌جويند و آن را وسيلة تقرّب به خداوند قرار مي‌دهند... 11
باز صاحب الغدير در بحثي تحت عنوان «غدير در كتاب عزيز»12 مي‌گويد:‌
ما در پيش به اين حقيقت اشاره كرديم كه خداوند پاك، خواستند تا اين حديث همواره تازه و نوين بماند و پياپي رسيدن شب و روز، آن را كهنه نكند و دست‌خوش گذشت روزگار نگردد؛ از اين‌رو آياتي درخشان و واضح در اطراف آن نازل كرد كه امّت اسلام هر صبحگاه و شامگاه آنها را مي‌خوانند. گويي خداوند در هر بار كه يكي از اين آيات تلاوت مي‌شود، نظر خواننده را جلب مي‌كند و در روان او نقشي مي‌گذارد و آنچه واجب است كه وي دربارة خلافت كبراي الهي بدان ايمان داشته باشد، در گوشش فرا مي‌خواند. آية زير از اين آيات است:

  • آية تبليغ

«يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ؛13
اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ كن و اگر نكنى پيامش را نرسانده‏اى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‏دارد.»
نزول اين آيه در طليعة صحنة غدير و امر خداوند به پيغمبر را ـ مبني بر تعيين پيشواي امّت ـ سي نفر از دانشمندان و مفسّران اهل تسنّن نوشته‌اند؛ كه نام خود و كتابشان در الغدير درج است14 و از حافظ ابوجعفر طبري شروع شده به شيخ محمّد عبده مصري
منتهي مي‌گردند و نيز حافظ طبري حديثي مفصّل از زيد بن‌ارقم صحابي، در ذيل اين آيه روايت كرده است. از آن جمله مي‌گويد: پيغمبر(ص) فرمود:
«هرگز براي شما جز اين كس كه دستش را گرفته‌ام و بازويش را فرا داشته‌ام، ديگري قرآن را تفسير نمي‌كند. او معلّم و آموزندة‌ شماست. هر كس من مولاي اويم، علي مولاي اوست. لزوم دوستي و موالات او از طرف خداوند ـ عزّوجلّ ـ بر من نازل شده است. آگاه باشيد! همانا من ادا نمودم و تبليغ كردم. بدانيد! من شنواندم و واضح ساختم. بعد از من براي احدي جز او عنوان «اميرالمؤمنين» روا و سزاوار نيست (سپس افزود) اي مردم! اين برادر و وصيّ و فراگيرندة‌ علم من است و در ميان آنان كه به من ايمان آورده‌اند، جانشين من براي تفسير كتاب پروردگار است...، اي مردمان! به خدا و رسول خدا و نوري15 كه با او فرستاده است، بگرويد و ايمان بياوريد... آن نور خداوندي با من است و بعد با علي و سپس با اولاد او خواهد بود تا قائم مهدي(ع)... .»16

  • آية اكمال دين

«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا؛17
امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت ‏خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آيينى برگزيدم.»
اين آيه چنان كه در پيش اشاره شد، پس از تعيين و نصب اميرمؤمنان(ع) به مقام امامت و تمام شدن خطبة غدير نازل گشته است و در روايت حافظ طبري است كه پيغمبر(ص) فرمود:‌ «پروردگارا! تو اين آيه را هنگام آشكار ساختن مقام علي نازل كردي؛ كه به امامت او دين را كامل ساختي. هر كس به امامت او و اولاد من از صلب او ايمان نياورد، كردارش تباه مي‌شود و در آتش مخلّد مي‌ماند» و در روايت حافظ ابونعيم اصفهاني
است كه پيغمبر(ص) پس از نزول آن فرمود:‌ «الله اكبر! از كامل ساختن دين و تمام كردن نعمت و خشنودي خدا به رسالت من و امامت علي(ع) پس از من».
متجاوز از پانزده نفر از دانشمندان و مفسّران اهل تسنّن، نزول اين آيه را در غدير و نيز حديث ياد شده را نوشته‌اند؛ كه اسامي و گفتار آنان در صفحات 230 تا 238، جلد اوّل الغدير گرد آمده است.
سورة معارج

«سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ ٭ لِّلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ ٭ مِّنَ اللهِ ذِي الْمَعَارِجِ؛18
پرسش‌كننده‌اي از عذابي كه واقع گشت، پرسش كرد. كافران را از آن بازدارنده‌اي نيست. [اين عذاب] از طرف خداوندي است كه مالك آسمان‌ها و عوالم برين است.»
به روايت سي نفر از علماي اهل تسنّن، سه آيه نيز دربارة واقعة غدير نازل شده است.19 ما به ملاحظة اختصار، از ذكر آنان خودداري مي‌كنيم. در اين مورد مؤلّف گرامي الغدير تحقيقات علمي، تفسيري و لغوي پرارزشي كرده كه در صفحات 247 تا 266 كتابش ثبت است.

ماهنامه موعود شماره 118

پي‌نوشت‌ها:

1. سورة مائده (5)، آية 55.
2. الغدير، ج3، صص 156ـ 167.
3. همان، صص 107-111.
4. سورة بيّنـة (98)، آية 7.
5. الغدير، ج2، صص 57-58.
6. همان.
7. ص19ـ 45 از چاپ صيدا و از ترجمة فارسي آن با نام «ريشة شيعه و پايه‌هاي آن» ص25 به بعد؛ و هم رجوع شود به كتاب «فايده و لزوم دين»، صص 137ـ 153.
8. جلد دوم.
9. ص43، چاپ سوم؛ و از ترجمة فارسي آن «مناظرات»،‌ ص62؛ و نيز رجوع شود به كتاب «الفصول المهمّـة في تأليف الامّـة» ص38-44 چاپ دوم.
10. دليل آوردن، چيزي را حجّت و دليل قرار دادن. در موارد حسّاسي در تاريخ اسلام به حديث غدير احتجاج شده است.
11. الغدير، ج1، ص12-14.
12. همان، ص214.
13. سورة مائده (5) آية 67.
14. الغدير، ج1، صص 214 -229.
15. مقصود قرآن كريم است و درباره «قرآن» تعبيرات ديگري مانند:‌ هدايت علم، برهان، بصائر، شفا، روح، بيّنات در خود آن كتاب مجيد آمده است. (بيان الفرقان، بخش نبوّت، صص 194-195).
16. الغدير، ج1، ص 516.
17. سورة مائده (5)، آية 3.
18. سورة معارج (70)، آيات 1ـ 3.
19. الغدير، ج1، صص 239ـ 246.
٭ برگرفته از كتاب داستان غدير، جمعي از نويسندگان، نشر آفاق.
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2019 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.