spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
زنده كننده اسلام چاپ پست الكترونيكي
۱۲ خرداد ۱۳۸۴

داود الهامى




يكى از رسالتهاى مهم «مهدى موعود» ،عليه‏السلام، احياى قرآن و زنده كردن تعاليم اسلام است زيرا مى‏دانيم آن حضرت هنگامى ظهور خواهد كرد كه از قرآن جز اثرى و از اسلام جز اسمى باقى نماند. ممكن است كسى بگويد مگر اسلام و قرآن مى‏ميرد كه امام زمان ،عليه‏السلام، آن را زنده مى‏كند؟ با اينكه امام صادق ،عليه‏السلام، در يكى از سخنان ارزشمند خود، جاويد بودن «قرآن‏» را به دوام و استمرار نواميس حيرت‏انگيز طبيعت تشبيه كرده و فرموده است:

«ان‏القران حى لم يمت و انه يجرى كما يجرى‏الليل والنهار و كما يجرى‏الشمس والقمر»

قرآن كتاب زنده‏اى است كه مرگ و نيستى در آن راه نمى‏يابد و مانند شب و روز و آفتاب و ماه سارى و جارى است. (1)

البته حقايق دينى و اصول كلى كه دين ذكر كرده است مردنى نيست و هرگز نمى‏ميرد. چيزى در اجتماع قابل مردن و يا منسوخ شدن است كه يك اصل بهترى جاى آن را بگيرد. مثلا «هيات بطلميوس‏» به عنوان يك اصل علمى مدتى در دنيا زنده بود، بعد حقايق و اصول ديگرى در هيات و آسمان‏شناسى پيدا شد و هيات بطلميوس را از بين برد اما اين معنى درباره اسلام با توجه به خاتميت آن صادق نيست.

پس اينكه در روايات وارد شده است كه «قرآن يا سنت مى‏ميرد بايد كسى يا كسانى باشندكه آن را زنده كنند»، به چه معنى است؟

على ،عليه‏السلام، در نهج‏البلاغه از دوستان و ياران با وفاى خويش چون عمار و ابن‏تيهان‏وذوالشهادتين به اين صفت‏ياد كرده است كه آنها دين را زنده كردند.

«واحيواالسنة و اماتواالبدعة‏»

آنها سنت پيامبر را زنده كردند و بدعت را ميراندند. (2)

و درباره امام زمان ،عليه‏السلام، با اين تعبير فرموده است كه:

«و يحيى ميت‏الكتاب والسنة‏» قرآن و سنت مرده را زنده مى‏كند. (3)

پس آنچه مى‏ميرد حقيقت دين نيست، بلكه غرض آن است كه دين در ميان مردم مى‏ميرد. آرى وقتى كه به دستورات دين در جامعه عمل نشود و قوانين آن پياده نگردد، مى‏توان گفت كه دين در آن جامعه مرده است. چرا كه مردن يك قانون متروك شدن آن است و اينكه امام زمان ،عليه‏السلام، آن را زنده مى‏كند به اين معنى است كه تعاليم اسلام و قوانين متروكه قرآن را به جريان مى‏اندازد و آن را در جامعه پياده مى‏كند. به عبارت ديگر آنقدر وصله‏ها و پيرايه‏ها و بدعتها به دين بسته مى‏شود كه حقيقت آن زير پرده‏هاى ضخيم اوهام پنهان مى‏گردد و غبار كهنگى بر چهره‏اش مى‏نشيند و آن را فرسوده مى‏سازد. يكى از اقدامات اساسى حضرت ولى امر پيراستن اسلام از اين وصله‏ها، پيرايه‏ها، بدعتها، خرافات و تحريفها و تفسيرهاى نادرست و تلقى‏هاى غلطى است كه به مرور زمان در اسلام پديد آمده و مى‏آيد.

بنابراين ايشان اسلام را تجديد بنا مى‏كنند و لباس نو بر قامت آن مى‏پوشانند و گرد فرسودگى و كهنگى را از سيماى آن مى‏زدايند و سنتهاى مرده و فراموش شده را احياء مى‏نمايند و مجموع اين نوسازى‏آنچنان‏وسيع‏ودگرگون‏كننده خواهد بود كه در برخى از روايات از آن به «دين جديد» تعبير شده است و سپس با پياده كردن تعاليم اسلام در جامعه، فكر دينى را در ميان مردم زنده مى‏كنند و در نتيجه دين مردم زنده مى‏شود و آنها نيز دين را زنده نگه مى‏دارند و بدعت را مى‏ميرانند.

آيا با اين همه اختلاف اهوا و تشتت آرا و تعدد اسباب انحراف، قرآن كه اساسى‏ترين‏پايه‏اسلام‏است‏اساسش به خطر نخواهد افتاد؟ و احكام آن متروك نخواهد شد؟ و مسلما هر فرقه و گروهى آن را مطابق عقيده و سليقه خود تاويل و توجيه خواهند كرد و عقايد باطل خود را به اسلام و دين منتسب خواهد كرد. پس با اينهمه اختلاف مذهبها و مسلكها و فرقه‏ها از قرآن چه باقى خواهد ماند مسلما همان روزى خواهد بود كه على ،عليه‏السلام، آن را پيش‏بينى كرده و فرموده: عصرى از پرده زمان رخ مى‏نمايد كه در آن از قرآن و اسلام جز اسم و رسم چيزى باقى نمى‏ماند.» (4)

ناگفته نماند هرچند وجود قرآن - طبق وعده الهى - از تحريف و تفسير مصون مانده و تا حدودى جلو اين دگرگونيها را گرفته است ولى بايد اعتراف كرد كه بسيارى از مفاهيمش نزد گروه كثيرى از مسلمانان چنان مسخ و واژگون شده كه مى‏توان گفت چندان شباهتى به اسلام اصيل عصر پيامبر،صلى‏الله وعليه‏وآله، ندارد.

در چنين زمانى است كه مهدى موعود،عليه‏السلام، قيام مى‏كند و تمام بدعتها و تحريفها و رسومات جاهلى را از بين مى‏برد و زنگار تفسيرهاى نادرست را مى‏زدايد. گرد و غبار كهنگى و فرسودگى را از آن پاك مى‏كند و دستهاى آلوده مغرضان و منحرفان را از آن كوتاه مى‏نمايد و احكام خدا را همان طورى كه صادر شده، جارى مى‏سازد.

پس عمل آن حضرت در بيان و تبليغ دين دو صورت پيدا مى‏كند:

يكى از بين بردن بدعتها و احياى سنتهاى متروكه و دعوت جديد به اسلام و قرآن خواهد بود.

دوم اظهار حقايق و تاويلات و تنزيلات قرآن كه تا آن زمان بيان نشده است.

در هردو صورت مردم چون تعاليم وى را بر خلاف عقايد و عادات خود مى‏بينند، آن را «دين جديد» مى‏نامند در صورتى كه كتاب ايشان همان قرآن است و دعوت ايشان نيز به اسلام و قرآن خواهد بود.

اكنون رواياتى كه دراين‏باره رسيده است، نقل مى‏شود تا حقيقت موضوع كاملا روشن گردد.

1. امام صادق ،عليه‏السلام، فرمود:

«اذا خرج‏القائم يقوم بامر جديد و كتاب جديد و سنة جديدة و قضاء جديد...»

هنگامى كه قائم خروج كند امر تازه و كتاب تازه، روش تازه و داورى تازه‏اى با خود مى‏آورد. (5)

2. و نيز آن حضرت،عليه‏السلام، فرمود: هرگاه قيام كند:

«جاء بامر جديد كما دعا رسول‏الله،صلى‏الله عليه‏وآله، فى بدوالاسلام‏»به امر جديد خواهد آمد چنانكه پيامبر اكرم در ابتداى امر به امر جديد دعوت كرد. (6)

3. امام باقر ،عليه‏السلام، مى‏فرمايد: «فوالله لكانى انظر اليه بين‏الركن والمقام يبايع‏الناس بامر جديد و كتاب جديد و سلطان جديد من‏السماء...»

به خدا قسم گويا مى‏بينم او را كه در بين ركن و مقام از مردم بيعت مى‏گيرد به امر تازه و كتاب تازه كه بر عرب سخت است و سلطنتى تازه از آسمان.

4. و در روايتى ديگر از امام صادق ، عليه‏السلام، مى‏خوانيم كه فرمود: «اذا خرج‏القائم جاء بامر جديد كما دعى رسول‏الله فى بدءالاسلام الى امر جديد»

هنگامى كه قائم ظهور مى‏كند آئين جديدى با خود مى‏آورد، همچنان‏كه رسول خدا در آغاز اسلام، مردم را به آيين جديد دعوت مى‏كرد. (7)

ناگفته پيداست كه تازه بودن امر نه به اين معنى است كه مذهب جديدى با خود مى‏آورد بلكه آنچنان اسلام را از ميان انبوه خرافات و تحريفها و تفسيرهاى ناروا، بيرون مى‏آورد كه كاملا به صورت نو جلوه مى‏كند.

و همچنين جديد بودن كتاب نيز به اين معنى نيست كه آن حضرت با كتاب جديد آسمانى سواى قران ظاهر مى‏شود زيرا امام حافظ دين است نه پيامبر و آورنده دين و كتاب جديد. بلكه قرآن اصيل فراموش شده را چنان از زنگار تحريفها و تفسيرهاى نادرست پاك مى‏كند كه كاملا به نظر تازه مى‏نمايد.

شاهد اين مطلب علاوه بر صراحت قرآن و احاديث فراوان درباره ختم نبوت و مصون بودن قرآن از هر گونه تحريف، احاديث متعددى است كه در آنها تصريح شده است كه امام زمان با همان روش پيامبر اسلام و كتاب و سنت و آيين او قيام خواهد كرد.

5. يكى از دوستان امام صادق ، عليه‏السلام، به نام «عبدالله بن عطا» مى‏گويد: از آن حضرت پرسيدم سيره و روش مهدى چگونه است؟ فرمود:

«يصنع ما صنع رسول‏الله صلى‏الله و عليه و آله، يهدم ما كان قبله كماهدم رسول‏الله، امرالجاهلية و يستانف الاسلام جديدا»

همان كارى را كه رسول خدا انجام داده انجام مى‏دهد، بدعتهاى موجود را ويران مى‏كند همچنان‏كه رسول خدا اساس جاهليت را ويران ساخت و اسلام را نوسازى مى‏نمايد. (8)

6.امام‏صادق،عليه‏السلام،فرمود:

«اذا قام‏القائم دعاالناس الى‏الاسلام جديدا و هداهم الى امر قدثر و ضل عنه‏الجمهور و انما سمى‏القائم مهديا لانه يهدى الى امر مضلول عنه و سمى‏القائم لقيامة بالحق‏»

وقتى قائم قيام كند مردم را از نو به اسلام فراخواند و آنان را به امرى كه پوشيده شده، رهنمون شود و عامه مردم از او به گمراهى افتاده‏اند و از آن جهت قائم مهدى ناميده شده كه راهنمايى مى‏كند به امرى كه از مردم گمشده است و بدين جهت قائم ناميده شده است كه قيام و به حق است. (9)

اين حديث صراحت دارد به اينكه دعوت او به اسلام است وليكن از نو دعوت مى‏كند زيرا كه بسيارى از امور از مردم پوشيده و از دست آنها خارج شده است. به اين معنى گرد فرسودگى و كهنگى را آنچنان از سيماى اسلام مى‏زدايد و تعاليم واقعى اسلام را از نو زنده مى‏كند كه گويا آن حضرت مردم را به آيين جديد فرا مى‏خواند.

7. نعمانى در كتاب الغيبة از ابوبصير و او از كامل از امام باقر ، عليه‏السلام، روايت كرده كه فرمود: «ان قائمنا اذاقام دعى‏الناس الى امر جديد كما دعى‏اليه رسول‏الله و ان‏الاسلام‏بداغريباو سيعود غريبا كما بدا فطوبى للغرباء»

وقتى قائم ما قيام مى‏كند مردم را به امر تازه‏اى دعوت مى‏نمايد چنانكه پيغمبر ،صلى‏الله‏وعليه‏وآله، مردم را بدينگونه دعوت نمود، اسلام در حال غربت ظاهر شد و به زودى مانند روز اول غريب مى‏شود، پس خوش به حال غربا. (10)

8. و نيز در آن كتاب از ابوبصير روايت نموده كه امام صادق ، عليه‏السلام، فرمود:

«الاسلام بدا غريبا و سيعد غريبا كما بدا فطوبى للغرباء»

اسلام با غربت ظاهر شد و به زودى نيز غريب مى‏شود چنان كه بود، پس خوشا به حال غرباء.

راوى مى‏گويد: عرض كردم آقا اين مطلب را براى من شرح دهيد، فرمود: «يستانف‏الداعى منادعاء جديدا كما دعى رسول‏الله،صلى‏الله و عليه و آله‏»

دين و احكام اسلامى روزى چنان غريب و بى‏ارزش مى‏شود و بر اثر سلطه دشمنان و جعل قوانين بشرى در برابر آن، طورى از نظر مى‏افتد كه مانند روز نخست مردم از آن بى‏خبر مى‏شوند، پس خوشا به حال غريبان، يعنى عمل‏كنندگان به اسلام در آن روزگار، سپس قائم آل محمد و دعوت‏كننده اهل بيت قيام كرده با احياء و تجديد معالم دين، احكام قرآن و دستورات تعطيل شده و از نظر افتاده اسلام مجددا مردم را به اسلام دعوت مى‏كند و تبليغ اسلام را از سر مى‏گيرد، مثل جدش پيغمبر كه هنگام ظهورش تمام دستورات دينى سابق فراموش شده بود و او مردم را به اسلام و دين خدا دعوت مى‏نمايد. (11)

9. و در روايتى از رسول خدا، صلى‏الله و عليه‏وآله، آمده است كه: «و ان‏الثانى عشر من ولدى يغيب حتى لا يرى ... ياذن‏الله تبارك و تعالى له بالخروج فيظهرالاسلام به و يجدد الدين‏»

دوازدهمين فرزندم از نظرها پنهان مى‏گردد و ديده نمى‏شود و زمانى بر پيروان من خواهد آمد كه از اسلام جز نام و از اسلام جز نقشى باقى نماند. در اين هنگام خداوند بزرگ به او اجازه مى‏دهد و اسلام را با او آشكار و تجديد مى‏كند. (12)

10. فضل‏بن‏يسار از امام صادق ، عليه‏السلام، روايت نموده كه فرمود: «ان قائمنا اذا قام‏استقبل من جهلة‏الناس ممااستقبله رسول‏الله من جهال‏الجاهليه‏»

هنگامى كه قائم ما قيام مى‏كند با مردم نادانى روبرو مى‏گردد كه در نفهمى از جهال جاهليت كه پيغمبر با آنها مواجه بود، بدترند.

عرض كردم چطور؟ فرمود: وقتى پيغمبر مبعوث شد مردم بتهايى از سنگ و صخره‏ها و چوبهاى تراشيده پرستش مى‏كردند و زمانى كه قائم قيام مى‏كند مردم كتاب خدا (قرآن) را به ميل خود تاويل نموده و به آن استدلال مى‏كنند، آنگاه فرمود آگاه باشيد به خدا قسم عدل قائم (چنان گسترش مى‏يابد كه) مانند سرما و گرما به داخل خانه‏هاى مردم نفوذ مى‏كند. (13)

11. پيامبر اكرم،صلى‏الله عليه‏وآله، درباره سيرت و روش كلى او فرمودند:

«القائم من ولدى اسمه اسمى و كنية كنيتى و شمائله شمائلى و سنة سنتى يقيم‏الناس على ملتى و شريعتى و يدعوهم الى كتاب‏الله عزوجل‏»

قائم از فرزندان من، همنام و هم كنيه من است، خوى او خوى من سيرت او سيرت من مى‏باشد. مردم را بر ملت و دين من وادار مى‏نمايد و آنان را به سوى كتاب خدا (قرآن) فرا مى‏خواند. (14)

12. در روايتى از امام‏صادق ، عليه‏السلام، آمده است:

«اذا قام‏القائم سار بسيرة رسول‏الله الاانه يبين‏آثار محمدصلى‏الله و عليه‏وآله‏»

وقتى قائم قيام كرد به سيرت رسول خدا رفتار مى‏كند وليكن آثار محمد ، صلى‏الله و عليه و آله، را تفسير و بيان مى‏نمايد. (15)

13. شيخ طوسى در كتاب تهذيب با سند خود از محمدبن مسلم روايت مى‏كند كه گفت: «از امام باقر ، عليه‏السلام، پرسيدم قائم چگونه در ميان مردم رفتار مى‏كند؟ فرمود: «يسير بسيرة ما سار به رسول‏الله حتى يظهرالاسلام‏»

به روش پيامبر عمل مى‏نمايد تا اينكه اسلام را آشكار مى‏سازد.

عرض كردم: روش پيامبر چگونه بود؟ فرمود:

«ابطل ما كانت فى‏الجاهلية و استقبل الناس بالعدل و كذلك‏القائم اذا قام يبطل ما كان فى‏الهدنة مما كان فى ايدى‏الناس و يستقبل بهم‏العدل‏»

پيامبر آثار كفر جاهليت را از ميان برد با مردم به عدالت رفتار كرد قائم هم موقعى كه قيام مى‏كند هر اعمال نامشروع و بدعتى را كه هنگام صلح و سازش با بيگانگان اسلام درميان مسلمين مرسوم گشته از ميان مى‏برد و مردم را به عدالت‏گسترى رهبرى مى‏نمايد. (16)

اين احاديث كاملا دلالت دارند بر اينكه آن حضرت اسلام را از نو تجديد خواهد كرد و سنتهاى مرده و فراموش شده را از نو بازسازى خواهد نمود و از اين روايات استفاده مى‏شود، مهدى دست‏به يك انقلاب وسيع دينى و فرهنگى خواهد زد و تمام بدعتها و انحرافاتى را كه به مرور زمان در اسلام پديد آمده است از بين خواهد برد و اسلام را از نو زنده خواهد كرد و تخريب بعضى از بناها ومساجد هم طبق همين اصل انجام خواهد گرفت.

14.امام‏صادق،عليه‏السلام،مى‏فرمايد: «القائم‏يهدم‏المسجدالحرام حتى يرده الى اساسه و مسجدالرسول الى اساسه و يردالبيت الى موضعه و اقامه على اساسه‏»

قائم مسجدالحرام و مسجدالنبى را خراب كرده و بر اساس اول مى‏سازد در خانه خدا را در جاى خود بنا مى‏كند و در جاى خود برپا مى‏دارد. (17)

15. ابوبصير از امام باقر، عليه‏السلام، در يك حديث طولانى روايت مى‏كند كه فرمود:

«اذا قام‏القائم سارالى‏الكوفه فهدم بااربعه مساجد ولم يبق مسجد على وجه‏الارض له شرف الا هدمها وجعلهاجماءوسع‏الطريق‏الاعظم‏»

هنگامى كه امام قائم قيام كند به كوفه رود و در آنجا چهار مسجد را ويران كند و مسجد كنگره‏دارى در روى زمين نباشد جز اين كه حضرت آن را خراب و هموار سازد و راههاى بزرگ (شاهراهها) را وسيع گرداند و هر بالكنى كه از خانه‏ها به كوچه آمده باشد، خراب كند و سر در خانه‏ها و ناودانهايى كه در كوچه‏هاست از ميان بردارد و هيچ بدعتى به جاى نگذارد جز اين كه از ميان ببرد و سنتى به جاى ننهد جز اينكه آن را بپا دارد... (18)

16.امام‏حسن‏عسكرى، عليه‏السلام، فرمود:

«اذاقام‏القائم‏امربهدم‏المنار والمقاصيرالتى فى‏المساجد»

هنگامى كه قائم قيام كند دستور مى‏دهد مناره‏ها و اتاقهايى را كه در مساجد مى‏سازند، خراب نمايد.

راوى مى‏گويد، با خود گفتم: چرا قائم چنين كارى مى‏كند؟ ناگاه امام حسن عسكرى ،عليه‏السلام، روكرد به جانب من و فرمود:

«معنى هذا انها متحدثة مبتدعه لم‏يبنها نبى و لاحجة‏»

معنى اين كار اين است كه اينها چيز تازه و بدعتى است كه پيغمبر و امام آن را نساخته است.

يعنى تمام انحرافاتى كه در زمينه‏هاى مختلف در تعاليم‏اسلامى به وجود آمده است و پيرايه‏هايى كه به اسلام بسته شده است همه را از بين مى‏برد و اسلام را از نو تجديدبنا مى‏نمايد.

اين احاديث صراحت دارد به اينكه امام قائم اسلام را دوباره تازه مى‏كند و احكام و سنتهاى مرده و فراموش‏شده را زنده مى‏نمايد و قرآن را با تفسير و تاويل و تنزيل اصلى خود انتشار مى‏دهد و منظور از كتاب جديد و سنت جديد همين معنى است نه اينكه كتاب تازه و دين تازه مى‏آورد چنانكه برخى از فرق ضاله اين اخبار را براى خود مستمسك قرار داده‏اند.

17. چنانكه امام‏باقر،عليه‏السلام، فرمود: «لاتذهب‏الدنيا يبعث‏الله رجلا منا اهل‏البيت‏يعمل بكتاب‏الله‏»

دنيا به آخر نخواهد رسيد تا اينكه خداوند از ما اهل‏بيت مردى را برانگيزاند كه عمل به كتاب خدا (قران) كند. (19)


پى‏نوشتها:


1. الخويى، السيدابوالقاسم، تفسيرالبيان، چاپ نجف.

2. نهج‏البلاغه، شرح وترجمه فيض‏الاسلام، خطبه 182.

3. نهج‏البلاغه، شرح وترجمه فيض‏الاسلام، خطبه 138.

4. المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج 52 ، ص 90.

5.الحرالعاملى، محمدبن‏الحسن، اثبات‏الهداة، ج‏3، ص 542، ح 521 .

6. المفيد، محمدبن‏محمدبن نعمان ،ارشاد، خطبه‏343.

7. المجلسى، محمدباقر، همان، ج 52، ص 338.

8. همان، ص 352.

9. المفيد، محمدبن‏محمدبن نعمان ، الارشاد، ص‏343.

10. النعمانى، محمدبن ابراهيم،الغيبة، ص‏172; المجلسى، محمدباقر، همان، ج 52، ص‏366.

11. الصافى الگلپايگانى، لطف‏الله، منتخب‏الاثر، ص 98.

12. المجلسى، محمدباقر، همان، ج‏36، ص‏283.

13. الحرالعاملى، محمدبن الحسن ، همان، ج‏3، ص 482.

14. المجلسى، محمدباقر، همان، ج 52، ص‏352.

15. الطوسى، محمدبن‏الحسن، تهذيب الاحكام، ج 2، ص 52; الحرالعاملى ، محمدبن الحسن، همان، ج‏3، ص 454; المجلسى، محمدباقر، ج 52، ص 381.

16. المجلسى، محمدباقر، همان، ج 52، ص‏332.

17. المفيد، محمدبن محمدبن نعمان ، همان ، ص 344.

18. كتاب‏الغيبة ،ص 131.

19. الحرالعاملى، محمدبن الحسن، همان، ج‏3، ص 588.

 


ماهنامه موعود شماره 5

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.