صفحه نخست arrow مقالات arrow معارف اسلامی arrow يش‌گيري از حوادث غير مترقّبه طبیعی
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
يش‌گيري از حوادث غير مترقّبه طبیعی چاپ پست الكترونيكي
۱۸ آبان ۱۳۸۹
 در واقع قادر متعال سوانح و بلاياي طبيعي را آزمايش قلمداد مي‌نمايد تا بازماندگان اين حوادث، با درس گرفتن از اين وقايع و دست كشيدن از گناه و آلودگي، مانع وقوع مجدّد آنها شوند و با دعوت آنان به صبر (الله مع الصّابرين) اين اميد را به آنها مي‌دهد كه خدايي هست و نازل كنندة عذاب، سرچشمة رحمت است و بندگانش را تنها نمي‌گذارد (انا اقرب من حبل الوريد) چنانچه امام علي(ع) دربارة اين حوادث فرموده‌اند: «گنهكاران از گنه دست بكشند و اهل توبه، توبه كنند و روشن ضميران، پند گيرند.»
 
 
در گسترة تمدّن و فرهنگ كهن و متنوّع بشري، از آغاز تاكنون، هيچ كتابي در حوزة هيچ ديني نيست كه صدق ، صحّت، صلابت، اعتبار و اتفّاق تاريخي‌اش به روشني و مقبوليّت قرآن كريم باشد. كرنش و خضوع متفكّران و فرزانگان در برابر قرآن نيز ناشي از همين حقانيّت، عمق، عظمت و ستردگي است. رسالت اصل آثار ديني هدايت انسان به شاهراه كمال است و آثار ماندگار كتب ديني به ويژه قرآن واحاديث و روايات پيشوايان معصوم(ع) گنجينه‌هاي ارزشمندي از معارف مورد نياز بشر را تشكيل مي‌دهند كه طالبان علم و تشنگان معرفت در هر عصر و هر زمان، مي‌توانند از آن بهره گيرند. از نظر اسلام چيزي كه تضمين مي‌كند علم و دانش در راه درست به كار رود، ايمان است؛ علم در قرآن مقرون به ايمان آمده است كه مي‌تواند منجر به عمل صالح شود. حوادث و بلاياي طبيعي كه همواره به عنوان يك عامل تهديد كننده در حيات بشري تلقّي مي‌شوند، يكي از موضوعاتي است كه قرآن كريم همواره از آن سخن مي‌گويد. آمارهاي بين المللي نشان مي‌دهد، در 27 سال گذشته 3/6 ميليون نفر بر اثر حوادث غير مترقّبة طبيعي جان باخته‌‌اند و بيش از سه ميليارد نفر آسيب ديده‌اند و بيش از 240 ميلياد دلار خسارت مالي به جوامع وارد شده است. از سوي ديگر وقوع اين حوادث رو به افزايش است. انسان به تعبيري موجودي گيرنده، ‌فرستنده و حساب‌كننده، قلمداد شده و با هوشمندي خود قادر است بسياري از وقايع را كه گاه بليّه به نظر مي‌رسند به رحمت مبدّل كند، يا حدّاقل از ميزان خسارت وارد شده، بكاهد. اين در حالي است كه قرآن، كتاب هدايت انسان‌ها، قرن‌‌ها پيش، وقوع اين حوادث و روش‌هاي پيشگيري و درك و پذيرش آنها را خبر داده است تا انسان با دقّت و تمسّك به اين رهنمودهاي ارزشمند، مانع از وارد آمدن خسارت و آسيب‌ به جان و مال خويش گردد.

  • وقوع سيل از نگاه قرآن
سيل، بزرگترين عامل خسارت در بين حوادث طبيعي است. آخرين آمار انتشار يافته، تعداد دفعات وقوع سيل در طول سال‌هاي 1330 ش.
تا 1380 ش. را 3700 مورد اعلام نموده است. بر اساس آمار اخير تعداد وقوع سيل در دهة 70 نسبت به دهة 30، تقريباً 10 برابر شده است.
نكتة جالب توجّهي كه در قرآن به آن اشاره شده است، بارش باران به عدد و مقدار معيّن است:

٭ «أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا؛1 [همو كه] از آسمان آبى فرو فرستاد، پس رودخانه‏هايى به اندازة گنجايش خودشان روان شدند.»
٭ «وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَر2؛ از آسمان آبى به اندازة [معيّن] فرود آورديم.»
٭ «وَ الَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ3؛ و آن كس كه آبى به اندازه از آسمان فرود آورد پس به وسيلة آن سرزمينى مرده را زنده گردانيديم، همين گونه [از گورها] بيرون آورده مى‏شويد.»

«وَإِن مِّن شَيْءٍ إلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ4؛ و هيچ چيز نيست مگر آنكه گنجينه‏هاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه‏اى معيّن فرو نمى‏فرستيم.»
تعبير به«قدر» اشارة لطيفي به نظام خاصّ حاكم بر نزول باران است كه بارش باران بر مقتضاي تدبير الهي است، به اندازه‌اي مي‌بارد كه مفيد و ثمربخش است و زيانبار نيست.

بر اساس تحقيقاتي كه دانشمندان بر روي تناسب قطرات باران انجام داده‌اند به اين نتيجه رسيده‌اند كه مقدار قطراتي كه از زمين بخار مي‌شود، در حدود 16 ميليون تن است و به همين ميزان، آب از آسمان فرود مي‌آيد.

در بينش الهي، تأثيرگذار در جهان هستي، فقط خداوند است: «لا مؤثّر في الوجود الّا الله» از اين رو نوع كار هر يك از موجودات تحت فرمان مشيّت اوست«له مقاليد السّموات و الأرض؛5 براي اوست كليد آسمان‌ها و زمين»، باران نيز از اين قاعده مستثنا نيست كه بر اساس مشيّت الهي گاه لباس نقمت به خود مي‌پوشد. چنانچه در آية 43 سورة نور آمده است: «آيا نديدي كه خداوند ابرهايي را كه به آرامي مي‌راند، سپس ميان آنها پيوند مي‌دهد و بعد آن را متراكم مي‌سازد؟! در اين حال، دانه‌هاي باران را مي‌بيني كه از لابه‌لاي آن خارج مي‌شود و از آسمان از كوه‌هايي كه در آن است (ابرهايي كه همچون كوه‌ها انباشته شده‌اند) دانه‌هاي تگرگ نازل مي‌كند و هر كس را بخواهد به وسيلة آن زيان مي‌رساند و از هر كس بخواهد اين زيان را برطرف مي‌كند، نزديك است درخشندگي برق آن( ابرها) چشم‌ها را ببرد.»

در «تفسير نمونه» در زير اين آية شريف آمده است: آري اوست كه از يك ابر گاهي باران حيات‌بخش نازل مي‌كند و گاه با مختصر تغيير، آن را به تگرگ‌هاي زيانبار و حتّي كشنده، تبديل مي‌كند و اين نهايت قدرت و عظمت او را نشان مي‌دهد كه سود و زيان و مرگ و زندگي را در كنار هم چيده و بلكه در دل هم قرار داده است.در آيات 16 و 17 سورة سبأ به گرفتار شدن قوم سبأ به سيل، در اثر روي گرداندن از خدا و كفران نعمت اشاره شده است: «براي قوم سبأ در محلّ سكونتشان نشانه‌اي ( از قدرت الهي) بود: دو باغ (بزرگ و گسترده) از راست و چپ (رودخانة عظيم با ميوه‌هاي فراوان و به آنها گفتيم:) از روزي پروردگارتان بخوريد و شكر او را به جا آوريد، شهري است پاك و پاكيزه و پروردگاري آمرزنده(و مهربان)!

امّا آنها (از خدا) روي گردان شدند و ما سيل ويرانگر را بر آنان فرستاديم و دو باغ (پر بركت)شان را به دو باغ (بي ارزش) با ميوه‌هاي تلخ و درختان شوره گز و اندكي درخت سدر مبدّل ساختيم.»

قوم سبأ توانستندبا سدّ عظيمي كه در ميان كوه‌هاي مهم ّ آن ناحيه برپا ساختند، سيلاب‌هاي فراواني را در پشت آن سدّ عظيم ذخيره كنند و به اين ترتيب سرزمين‌هاي وسيع و گسترده‌اي را زير كشت درآوردند. آن منطقه از نظر نعمت‌هاي مادّي، هوايي پاك و نسيمي فرح‌افزا داشت و سرزميني حاصل‌خيز و درختاني پربار و از نظر نعمت معنوي نيز غفران خداوند شامل حال آنها بود، از تقصير و كوتاهي آنها صرف‌نظر مي‌كرد و آنها را مشمول عذاب و سرزمينشان را گرفتار بلا نمي‌ساخت. امّا آنان نعمت‌هاي خدا را ناچيز شمردند، عمران، آبادي و امنيّت را ساده انگاشتند، از ياد خدا غافل شدند و مست نعمت گشتند و خداوند با عذاب خود آنها را مجازات كرد.
تصوير زير مربوط به بقاياي باقي‌ماندة اين شهر است.

با بررسي باستان شناسان( همان طور كه در شكل نشان داده شده) با كشف ستون‌ها و بررسي نوشته‌هاي روي آنها به اين نتيجه رسيدند كه آنها قبلاًً خورشيد پرست بوده‌اند.

در آية 14 سورة عنكبوت به طوفان نوح اشاره شده است که: «و ما نوح را به سوي قومش فرستاديم و او در ميان آنان هزار سال مگر پنجاه سال كم، درنگ كرد، امّا سرانجام طوفان و سيلاب آنان را فرا گرفت، در حالي كه ظالم بودند.»

پس از آنكه نوح(ع) نهايت تلاش خود را در راه هدايت قومش به کار برد و همة راه‌هاي اصلاح آنها براي وي به بن بست رسيد، به پيشگاه پروردگار خويش پناه برد و از قومش نزد او شكوه كرد. خداوند دعاي نوح(ع) را مستجاب گرداند و اراده فرمود تا قبل از آنكه قوم دروغگوي‌ وي به هلاكت برسند، اسباب رهايي نوح(ع) و ايمان آورندگان به او فراهم شود؛ از اين رو به آن حضرت چنين وحي فرمود كه، غير از اين عدّه‌اي كه ايمان آورده‌اند، كس ديگري ايمان نخواهد آورد، خداوند به او فرمان داد تا از تكذيبِ كافران و آزار و اذيّتشان اندوهگين نشود؛ زيرا به زودي خداوند همة آنها را غرق خواهد ساخت.

در آية 54 سورة انفال به سرنوشت فرعونيان اشاره شده است:«كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَّبُواْ بآيَاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَونَ وَكُلٌّ كَانُواْ ظَالِمِينَ؛ [رفتارى] چون رفتار فرعونيان و كسانى كه پيش از آنان بودند كه آيات پروردگارشان را تكذيب كردند پس ما آنان را به [سزاى] گناهانشان هلاك و فرعونيان را غرق كرديم و همة آنان ستمكار بودند.»

  • وقوع زلزله از نگاه قرآن
كشور «ايران» يكي از مستعدّترين كشورهاي روي خطّ زلزلة دنياست و بر پاية آمارهاي رسمي در 30 سال گذشته بيش از 60 درصد تلفات جاني كشور، ناشي از زلزله بوده است.

در روايات آمده است: «هر گاه چهار چيز آشكار شود، زلزله ظهور پيدا مي‌كند: زنا، گسترش ظلم و جور، نپرداختن زكات، شرك و كفر و ربا.» همچنين وقوع زلزله‌هاي مكرّر را از نشانه‌هاي ظهور حضرت صاحب الزّمان(ع) معرفي نموده‌اند. در سورة زلزله، مزمّل و حج به وقوع حادثة زلزله اشاره شده است:٭ «إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا؛6 آنگاه كه زمين به لرزش [شديد] خود لرزانيده شود و زمين بارهاى سنگين خود را برون افكند.»
٭ «يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَّهِيلًا؛7 روزى كه زمين و كوه‌ها به لرزه درآيند و كوه‌ها به سان ريگ روان گردند.»
٭ «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ؛8 اى مردم از پروردگار خود پروا كنيد چرا كه زلزلة رستاخيز امرى هولناك است.»

خداوند در آية 73 سورة اعراف، به وقوع زلزله در اثر كفران نعمت قوم ثمود اشاره کرده است:«و به سوي (قوم) ثمود، برادرشان صالح را (فرستاديم)، گفت: «اي قوم من! (تنها) خدا را بپرستيد، كه جز او، معبودي براي شما نيست!

دليل روشني از طرف پروردگارتان براي شما آمده: اين«ناقة» الهي براي شما معجزه‌اي است، او را به حال خود واگذاريد كه در زمين خدا (از علف‌هاي بيابان) بخورد! و آن را آزار نرسانيد، كه عذاب دردناكي شما را خواهد گرفت!»قوم ثمود در سرزمين «حجر» كه بين «عربستان» و «سوريه» قرار داشت، زندگي مي‌كردند. قوم ثمود، مردمي متمدّن بودند كه براي سكونت خود قصرها مي‌ساختند و از كوه‌ها با مهارت خاصّي خانه مي‌تراشيدند. شغل آنان زراعت، احداث قنوات و غرس نخل‌ها بوده و زندگي آسوده و خوشي داشتند. آنان كمتر از سيصد سال عمر نمي‌كردند و بعضي تا هزار سال هم عمر مي‌نمودند. متأسّفانه بت‌پرستي در ميان‌ آنان مرسوم شد و خداوند تعالي براي هدايتشان صالح را در سنّ شانزده سالگي كه از خانواده‌هاي اصيل و محترم خودشان بود و به عقل و علم در ميانشان ممتاز و معروف بود، فرستاد و صالح تا سنّ صد و بيست سالگي در ميان قوم خود مشغول هدايت بود، ولي فقط افراد قليلي به او پيوستند؛ تا اينكه عذاب الهي بر قوم ثمود نازل شد و آن مردم بت‌پرست به وسيلة صيحه، زلزله و صاعقه نابود شدند.

  • وقوع خشك‌سالي از نگاه قرآن
خشك‌سالي را مي‌توان معلول يك دوره شرايط خشك غير عادّي دانست كه به اندازة كافي دوام داشته باشد تا عدم تعادل در وضعيّت هيدرولوژي يك ناحيه ايجاد شود.
در دهه‌هاي اخير در بين حوادث طبيعي كه جمعيت‌هاي انساني را تحت تأثير قرار داده‌اند، تعداد فراواني پديدة خشك‌سالي از نظر درجة شدّت، طول مدّت، مجموع فضاي تحت پوشش، تلفات جاني، خسارات اقتصادي و اثرات اجتماعي دراز مدّت در جامعه، بيشتر از ساير بلاياي طبيعي بوده است. همچنين تمايز اين پديده با ساير بلاياي طبيعي در اين است كه برخلاف ساير بلايا اين پديده به تدريج و در يك دورة زماني نسبتاً طولاني عمل كرده و اثرات آن ممكن است، پس از چند سال و با تأخير بيشتري نسبت به ساير حوادث طبيعي ظاهر شود.

در آية 155 سورة بقره سخن از خشك‌سالي و قحطي به ميان آمده است و خداوند از آن به عنوان وسيله‌اي براي آزمايش انسان‌ها ياد كرده است: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ؛ و قطعاً شما را به چيزى از [قبيل] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال، جان‌ها و محصولات مى‏آزماييم و مژده ده شكيبايان را.»

در آية 96 سورة اعراف آمده است: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ؛ و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مى‏گشوديم ولى تكذيب كردند، پس به [كيفر اعمال زشتشان ] گرفتار مجازات الهي [قحطي و خشکسالي] شدند.»
همچنين در آية 112 سورة نحل چنين آمده است: «وَضَرَبَ الله مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللهِ فَأَذَاقَهَا اللهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ؛ و خدا شهرى را مثل زده است كه امن و امان بود [و] روزيش از هر سو فراوان مى‏رسيد پس [ساكنانش] نعمت‌هاى خدا را ناسپاسى كردند و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى‏دادند، طعم گرسنگى و هراس را به [مردم] آن چشانيد.»

روايات فراواني دربارة پديدة خشك‌سالي وجود دارد كه گاهي به صورت كلّي، گناهان، ريشة عمدة قحطي قلمداد شده‌اند.
امام باقر(ع) مي‌فرمايند: «اي مردم بدانيد باران در هيچ سالي از سال ديگر كمتر نيست، امّا نزول آن به مشيّت و ارادة خداوند است؛ زيرا اگر قومي گناه كنند، خداوند متعال باراني را كه براي آنها مقدّر شده است؛ بر غير آنها نازل مي‌كند.»

حضرت علي(ع) در اين باره مي‌فرمايند: «خداوند بندگانش را به هنگامي كه كارهاي زشت انجام دهند، به كمبود ميوه‌ها و منع نزول بركات و بستن درهاي خيرات، گرفتار مي‌كند.»

گاهي در روايات به گناهان خاصّي به عنوان اساسي‌ترين عوامل خشك‌سالي اشاره شده است:
1. كم فروشي: مولا علي(ع) مي‌فرمايند: «هرگاه مردم كم فروشي كنند، خداوند آنان را به قحطي و خشك‌سالي گرفتار مي‌كند»؛
2. منع زكات: رسول اكرم(ص) مي فرمايند: «هرگاه مردم زكات مالشان را ندهند، خداوند هم بركت را از كشاورزي، ميوه‌ها و معادن آنها برمي‌دارد»؛
3. دروغ: امام رضا(ع) مي‌فرمايند: «وقتي واليان امر(فرمانروايان) دروغ بگويند، باران نازل نمي‌شود.»

امام خميني(ره) در اين باره فرموده‌اند: منشأ قحطي و خشك‌سالي اموري است از جمله: شيوع گناهان، كفران نعمت، منع حقوق (مثل خمس و زكات)، كم فروشي، ظلم، خيانت، ترك امر به معروف و نهي از منكر، حكم به ناحق و هر چيزي كه سبب خشم خدا شود.

علّت وقوع بلايا و راه پيشگيري و پذيرش آنها از نگاه قرآن و احاديث:
فيلسوفانِ دين، شر را به دو نوع «شرّ طبيعي» و «شرّ انساني» (يا اخلاقي) تقسيم مي‌كنند. شرّ طبيعي شامل تمام بلايايي مي‌شود كه طبيعت خروشان بر سر آدمي مي‌آورد، مانند زلزله‌اي مهيب، آتشفشان، سيل يا ناقص الخلقگي مادرزادي، شرّ انساني نيز مانند قتل عام گروهي از انسان‌هاي بي‌گناه يا تجاوز به عنف و.... اين تلّقي كه خداوند مردان گناهكار را به وسيلة فرستادن بلاياي طبيعي عذاب مي‌كند، ريشه‌اي ديني دارد و در متون آسماني اديان توحيدي مي‌توان نمونه‌هايي از آن را سراغ گرفت.

در آية 79 سورة نساء آمده است: «مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَكَفَى بِاللهِ شَهِيدًا؛ هر چه از خوبي‌ها به تو مى‏رسد از جانب خداست و آنچه از بدى به تو مى‏رسد از خود توست و تو را به پيامبرى براى مردم فرستاديم و گواه بودن خدا، بس است.» در آية 11 سورة رعد نيز مي‌فرمايد: «... إِنَّ اللهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ...؛ ... در حقيقت خدا حال قومى را تغيير نمي‌دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند...» همچنين در آية 53 سورة انفال اشاره شده است كه: «ذَلِكَ بِأَنَّ اللهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ اللهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛ اين [كيفر] بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته، تغيير نمى‏دهد، مگر آنكه آنان آنچه را در دل دارند، تغيير دهند و خدا شنواى داناست.» خداوند در آية 117 سورة هود چنين مي‌فرمايد: «وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ؛ و پروردگار تو [هرگز] بر آن نبوده است كه شهرهايى را كه مردمش اصلاح‌گرند به ستم هلاك كند». در آية 45 سورة يونس هم آمده است: «إِنَّ اللهَ لاَ يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ؛ خدا به هيچ وجه به مردم ستم نمي‌كند؛ ليكن مردم خود بر خويشتن ستم مي‌كنند».

بنابراين به روشني مي‌توان دريافت علّت اصلي بر هم خوردن نظام اصلي طبيعت و حادث شدن وقايع خانمان برانداز طبيعي، چيزي جز گناه و معصيت خود انسان‌ها و از ياد بردن خالق هستي و دل سپردن به امور دنيايي نيست كه در اين زمان اذن و ارادة خداوند بر اين امر حاكم مي‌گردد كه ملّت گنهكار را عذاب و به تعبيري ديگر از كردة خويش آگاه نمايد. چنانچه در سورة عصر به طور صريح به اين نكته اشاره شده است كه «انسان در خسارت و زيان است مگر اينكه به خدا ايمان آورد و كارهاي شايسته انجام دهد و ديگران را به راستي، درستي، صبر و شكيبايي سفارش نمايد.» اين در حالي است كه انسان از اين آيات عظيم الهي كه به راستي روشنگر راه زندگي و نجات بخش او از تمامي خسارات و زيان‌هاي جاني و مالي است، غافل است و به همين دليل در سورة نحل از او چنين نام برده شده: «خلق الأنسان من نطفه فاذو هو خصيم مبين.»

با اين وجود، خداوند در زمان رخ دادن اين وقايع، باز هم بندگان هرچند گنهكار خويش را فراموش نمي‌نمايد و آنان را به صبر و شكيبايي فرا مي‌خواند: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ؛9 و قطعاً شما را به چيزى از [قبيل] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جان‌ها و محصولات مى‏آزماييم و مژده ده شكيبايان را [همان] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد، مى‏گويند: ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مى‏گرديم.»

در واقع قادر متعال سوانح و بلاياي طبيعي را آزمايش قلمداد مي‌نمايد تا بازماندگان اين حوادث، با درس گرفتن از اين وقايع و دست كشيدن از گناه و آلودگي، مانع وقوع مجدّد آنها شوند و با دعوت آنان به صبر (الله مع الصّابرين) اين اميد را به آنها مي‌دهد كه خدايي هست و نازل كنندة عذاب، سرچشمة رحمت است و بندگانش را تنها نمي‌گذارد (انا اقرب من حبل الوريد) چنانچه امام علي(ع) دربارة اين حوادث فرموده‌اند: «گنهكاران از گنه دست بكشند و اهل توبه، توبه كنند و روشن ضميران، پند گيرند.» و مقام معظم رهبري نيز در اين زمينه در پيام به زلزله زدگان «استان گيلان» چنين فرموده‌اند: افراد بشر با حوادث طبيعي امتحان مي‌شوند. ما بايد همّت كنيم و كشور را عليه جور كامل، بسازيم. در حقيقت همة اين حوادث طبيعي امتحان خداست و مسلمان صحيح و سالم آن كسي است كه وقتي حادثه‌اي به وجود آمد با تلاش، نيرو و فعّاليت آن حادثه را جبران كند. صبر در برابر حوادث تلخ، اجر بزرگي دارد. كساني كه عزيزاني را ازدست داده‌اند، بدانند خداي متعال در مقابل اين مصيبت و اين سوز غم براي آنها اجر بزرگ در نظر گرفته است. البتّه شرطش همين است كه صبر كنيد و ناشكري نكنيد. گاهي خداوند پلّه‌هاي ترقّي را به وسيلة بلا بالا مي‌برد. گاهي بلا به ظاهر بد است، ولي بعد پرده‌هاي غيب كنار مي‌رود و رشد و ترقّي فرا مي‌رسد.


منصوره قوام عرباني
ماهنامه موعود شماره 117

پي نوشت‌ها:

1.سورة رعد (13)، آية 17.
2.سورة مؤمنون (23)، آية 18.
3. سورة زخرف (43)، آية 11.
4. سورة حجر (15)، آية 21.
5. سورة‌ زمر (39)، آية 63.
6. سورة زلزله (99)، آيات 1و2.
7. سورة مزمّل (73)، آية 14.
8. سورة حج (22)، آية1.
9. سورة‌ بقره (2)، آيات 155و156.

 
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2019 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.