صفحه نخست arrow مقالات arrow پرسش و پاسخ arrow آيا اين حقيقت دارد كه امام زمان (ع) به خاطر ترس از كشته شدن در پرده غيبت به سر مى برند؟
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
آيا اين حقيقت دارد كه امام زمان (ع) به خاطر ترس از كشته شدن در پرده غيبت به سر مى برند؟ چاپ پست الكترونيكي
۱۲ خرداد ۱۳۸۴



آيا اين حقيقت دارد كه امام زمان (ع) به خاطر ترس از كشته شدن در پرده غيبت به سر مى برند؟


1. سخن از چرايى غيبت امام زمان ، عليه السلام، پيشينه اى بس طولانى دارد، به طورى كه حتى در زمان پيامبر ، صلى الله عليه و آله، و ائمه معصومين ،عليهم السلام، نيز به دنبال بحث از حضرت مهدى ، عليه السلام، و غيبت و قيام او ، گاه از علت غيبت سخن به ميان مى آمده است. «ترس از كشته شدن » نيز از جمله مواردى است كه در همين رابطه در روايات متعدد ذكر شده است. به طور مثال در روايتى از امام صادق ،عليه السلام، آمده است كه در پاسخ «زراره » مى فرمايد:

«يخاف و اشار بيده الى بطنه و عنقه » (1)

از كشته شدن با زهر يا با شمشير مى ترسد.

و مى فرمايد:

«يخاف على نفسه الذبح » (2)

از كشته شدن خويش مى ترسد

2. هيچ كس نمى تواند ادعا كند كه همه حكمت ها و اسرار غيبت را دريافته است، زيرا نهان زيستى امام زمان ،عليه السلام، از امور غيبى پروردگار است و درك بشر از شناخت همه جانبه اينگونه امور عاجز است.

اما آنچه در روايات اهل بيت ، عليهم السلام، در اين باره آمده است، تنها به بخش كوچكى از اين حقايق اشاره دارد، و هرگز هيچ امامى در صدد بيان همه جوانب اين امر نبوده است.

شاهد اين ادعا، اختلاف حكمت هاى وارد شده در روايات است كه نشان مى دهد هر امامى به فراخور درك مخاطبان خود و به اقتضاى شرايط موجود، تنها وجهى را كه متناسب با انگيزه خاص خود براى ورود به اين مبحث بوده مطرح مى فرموده است. علاوه بر اينكه خود آن بزرگواران نيز بارها به پوشيده ماندن علل غيبت تصريح مى فرموده اند. چنانكه امام صادق ،عليه السلام، مى فرمود:

«ان وجه الحكمة فى ذلك لا ينكشف الا بعد ظهوره... ان هذا الامر امر من الله تعالى و سر من سرالله و غيب من غيب الله و متى علمنا انه عز و جل حكيم صدقنا بان افعاله و اقواله كلها حكمة و ان كان وجهه غير منكشف لنا.» (3)

وجه حكمتى كه در غيبت حضرت مهدى ، عليه السلام، هست، جز بعد از ظهورش معلوم نمى گردد... امر غيبت امرى از امور الهى و سرى از اسرار او و امرى غيبى است و ما زمانى كه دانستيم خدا حكيم است، تصديق مى كنيم كه همه كارها و فرمايشات او حكمت است، اگر چه وجه و علت آن بر ما پوشيده باشد.

3. از آنچه گذشت روشن مى شود كه نمى توان گفت امام زمان ، عليه السلام، به خاطر ترس از كشته شدن در غيبت به سر مى برد، بلكه بايد گفت: امام زمان ، عليه السلام، بنا به اراده الهى و حكمت هاى پوشيده پروردگار و بر اساس مصلحت هايى همچون حفظ جان آن حضرت، ناگزير از غيبت است.

4. وقتى درباره امام زمان ، عليه السلام، كه آخرين وارث پيامبران و امامان ،عليهم السلام، و يگانه سكاندار كشتى نجات امت اسلام است، سخن از «خوف كشته شدن » پيش مى آيد، يقينا به معناى حرص به زندگى و ترس از مرگ نيست، زيرا او فرزند برومند و وارث صالح و جانشين شايسته همان امام بزرگوارى است كه فرمود:

«به خدا سوگند! انس فرزند ابوطالب به مرگ، بيش از انس طفل به پستان مادر است!» (4)

«همانا محبوب ترين ملاقات كنندگان در نزد من، مرگ است.» (5)

او جانش را و همه امكاناتش را براى انجام ماموريت و مسؤوليت خويش مى خواهد. حفط جان او، حفظ پيام اوست، چنانكه ترس او از كشته شدن، ترس از نابودى اسلام و نافرجام ماندن ماموريت اقامه عدالت و توحيد در سراسر گيتى است. نمونه چنين ترسى را درباره حضرت موسى ،عليه السلام، در قرآن كريم مى يابيم، آنجا كه خداوند در پى شرح توطئه فرعون و انجام سحر ساحران مبنى بر تبديل ريسمانها به مارهاى بزرگ و كوچك مى فرمايد:

«فاوجس فى نفسه خيفة موسى قلنا لاتخف انك انت الاعلى.» (6)

موسى ،عليه السلام، در خويش ترسى احساس كرد، گفتيم: مترس كه تو خود برترى.

اينكه خداوند برترى يافتن بر ساحران را تضمين مى كند، نشان مى دهد كه ترس او نه ترسى عادى و به خاطر جان خويش، بلكه به خاطر احتمال فريب خوردن مردم و غلبه يافتن ساحران بوده است.

5. وقتى كه يازده امام معصوم ، عليهم السلام، كه برترين پاسداران توحيد و والاترين رهبران بشريت بودند، هر كدام در نهايت مظلوميت با شمشير و يا توسط زهر به شهادت رسيدند، آخرين امام معصوم كه موعود همه امت ها و به ثمر رساننده همه رسالت ها بود چگونه بايد از شمشير جور و زهر جفاى دشمنان محفوظ مى ماند؟ آيا اگر او هم چونان پدران بزرگوار خويش در اثر توطئه هاى هميشگى خلفاى جور و بى تفاوتى مردم دنياطلب به شهادت مى رسيد، در اجراى وعده حتمى خداوند كه غلبه اسلام ناب بر همه اديان و وراثت صالحان و امامت مستضعفان است، خللى پيش نمى آمد؟ براستى چه تدبيرى جز غيبت مى توانست ضمانت كننده حفظ جان امام ،عليه السلام، و عقيم ماندن توطئه هاى دشمنان اسلام باشد؟

6. اگر بپذيريم كه ترس از كشته شدن آن بزرگوار، نه فقط يكى از علل آغاز غيبت، بلكه انگيزه اى براى استمرار آن نيز هست; همين امر مى تواند عاملى بيدارى آفرين و تذكردهنده و اصلاحى باشد، چرا كه نشان دهنده عدم آمادگى جامعه براى پذيرش رهبرى امام زمان ، عليه السلام، و تحمل عدالت مطلق او در ابتداى دوران غيبت و نيز در زمان حاضر است و تلاشى همه جانبه از سوى فرد براى خودسازى، و از سوى مسؤولان و انديشمندان براى اصلاح جامعه، در جهت آماده سازى شرايط لازم براى ظهور را مى طلبد كه خوشبختانه بروز شكوهمند انقلاب اسلامى و استقرار پرافتخار ولايت فقيه در جهان معاصر، گامى بزرگ و استوار در همين راستاست.

بندرعباس ، آقاى ناصر امينى:

بعضى ها مدت غيبت صغراى امام زمان ،عليه السلام، را 74 سال و بعضى 69 سال مى دانند، كدام درست است؟

1. آنان كه مدت غيبت صغرى را 74 سال مى دانند، آغاز آن را از هنگام تولد امام زمان ،عليه السلام، يعنى سال 255ق، و آنان كه مدت آن را69 سال مى دانند شروع آن را همزمان با شهادت امام حسن عسكرى، عليه السلام، و آغاز امامت آن بزرگوار يعنى سال 260 ق محاسبه مى كنند. (كه در هر تقدير همه تاريخ نگاران پايان غيبت صغرى را سال 329 ق مى دانند. )

. در برخى روايات كه در ارتباط با غيبت حضرت مهدى ،عليه السلام، از رسول خدا ،صلى الله و عليه و آله، و ساير معصومين ،عليهم السلام، وارده شده است، تنها به اصل غيبت و طولانى شدن آن اشاره شده و چون معصوم ،عليه السلام، در صدد بيان انواع غيبت نبوده، آن را به صغرى و كبرى تقسيم نفرموده است. به طور مثال از پيامبر ، صلى الله و عليه و آله، روايت شده كه فرمود:

«مهدى ،عليه السلام، از فرزندان من است. اسم و كنيه اى همانند من دارد و از جهت اخلاق و خصوصيات ظاهرى بيشتر از هر كس به من شباهت دارد. او را غيبت و حيرتى هست كه طى آن گروههاى بسيارى به گمراهى كشيده مى شوند.» (7)

و امام صادق ،عليه السلام، فرمود:

«به خدا سوگند كه امام شما را در طى ساليان دراز غيبتى هست، و شما به تحقيق مورد آزمايش قرار مى گيريد... و ديدگان مؤمنين بر او گريان مى شود و زندگى آنان همچون كشتى طوفانزده دستخوش حوادث مى گردد. (8) »

اما در برخى روايات تصريح شده است كه حضرت مهدى،عليه السلام، دو نوع غيبت دارد كه يكى كوتاه و ديگرى طولانى است. امام صادق ، عليه السلام، مى فرمايند:

«للقائم غيبتان احديهما طويلة و الاخرى قصيرة » (9)

و نيز امام سجاد ،عليه السلام، از جد بزرگوار خويش اميرالمؤمنين عليه السلام نقل فرموده است كه:

«قائم ما را دو غيبت است كه يكى طولانى تر از ديگرى است، به حدى كه بر امامت او ثابت قدم نمى ماند مگر كسى كه يقين و ايمانش قوى و معرفتش صحيح باشد.» (10)

در هيچ كدام از اين دو دسته روايات اشاره اى به مدت غيبت نشده، چنانكه در هيچ روايت ديگرى نيز به مدت دقيق غيبت صغرى يا كبرى تصريح نشده است.

3. اگر چه بسيارى علما آغاز غيبت صغرى را با ترديد بين سالهاى 255 و 260 ذكر كرده اند، و حتى بزرگانى همچون علامه مجلسى (در شرح و توجيه برخى روايات مربوط به زمان غيبت صغرى) قول اول را اختيار فرموده است. اما با دقت در برخى دلايل و شواهد مى توان آن را معين نمود و سال 260 را قطعى دانست:


پى نوشتها:

1. كمال الدين، ج 2، ص 346.

2. كمال الدين، ج 2، باب 44، ص 481.

3. كمال الدين، ج 2، باب 44، ص 482.

4. نهج البلاغه، خطبه پنجم.

5. نهج البلاغه، خطبه 180.

6. سوره طه ،آيات 68-67.

7. ينابيع المودة، ص 488 و493; منتخب الاثر، ص 182 به نقل از كفاية الاثر.

8. كمال الدين، ج 2، باب 33، ص 347.

9. منتخب الاثر، ص 251 به نقل از غيبت نعمانى .

10. ينابيع المودة، ص 427.

 


ماهنامه موعود شماره 5

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.