spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
شاخصه های مرگ جاهلی- قسمت دوم چاپ پست الكترونيكي
۰۴ آبان ۱۳۸۹
 اميرمؤمنان، علي(ع) در بخشي ديگر از سخنان خود، مردمان را از پيروي طريق حميّت و عصبيّت بر حذر مي‌دارد و مي‌فرمايد:
«پس بندگان خدا، بترسيد از دشمن خدا، مبادا شيطان شما را به بيماري خود [تکبّر و خودپسندي] دچار گرداند و با نداي خود، شما را از جاي برانگيزد و سواران و پيادگان خود را بر سر شما فرو ريزد.»


ب) شاخصه‌هاي اعتقادي ـ اخلاقي

با توجّه به آيات قرآن کريم و روايات معصومان(ع) مي‌توان موضوعات متعدّدي را به عنوان شاخصه‌هاي اعتقادي ـ اخلاقي دوران جاهلّيت مطرح کرد که به اختصار مي‌توان آنها را در سه زمينه، شناسايي و دسته‌بندي کرد:


  • 1. حق‌گريزي و حق‌ستيزي
مهم‌ترين شاخصة اعتقادي ـ اخلاقي دوران
جاهلّيت، حق‌گريزي، حق‌ستيزي، سرکشي در برابر حق، سرسختي و لجاجت در پذيرش سخن خداي يگانه بود. در قرآن کريم و روايات معصومان(ع) از اين ويژگي با عنوان «حميّت» و «عصبيّت» ياد شده است.

در يکي از آيات قرآن کريم در اين زمينه چنين آمده است:
«إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى؛1
آنگاه که کافران در دل‌هاي خود، تعصّب [آن هم] تعصّب جاهلّيت ورزيدند، پس خدا آرامش خود را بر فرستادة خويش و مؤمنان فرو فرستاد و آرمان تقوا را ملازم آنان ساخت.»

در تفسير «مجمع البيان»، واژة «حميّت» اين‌گونه معنا شده است:
اين واژه به مفهوم انکار و حق‌ناپذيري آمده است؛ براي نمونه هنگامي که گفته مي‌شود: «فلان ذو حميّة منکره» منظور اين است که او داراي خشم و سرسختي و لجاجت است.2

چنانکه از تفاسير برمي‌آيد، آية ياد شده به هنگام صلح حديبيّه و پس از مخالفت کفّار قريش با آوردن عبارت «بسم الله الرّحمن الرّحيم» و «رسول الله» در اين صلح‌نامه، نازل شده است. در «تفسير البرهان» به نقل از علي بن ابراهيم قمي، در اين زمينه، چنين آمده است:
[مراد از کافران در اين آيه] قريش و سهيل بن عمرو هستند که به پيامبر خدا(ص) گفتند: ما [خداي] رحمان و رحيم را نمي‌شناسيم و همچنين گفتند:  اگر تو را پيامبر خدا مي‌دانستيم با تو نمي‌جنگيديم. پس بنويس: «محمّد بن عبدالله».3

امام علي(ع) در خطبة قاصعه به تفصيل، ويژگي‌هاي «حميّت» و «عصبيّت» مردمان عصر خود را که به پيروي از مردم عصر جاهلّيت با عناد و سرکشي در برابر خليفة به ‌حقّ رسول خدا(ص) ايستاده بودند و با آن حضرت مخالفت مي‌کردند، بررسي کرده و ابليس را به عنوان نخستين کسي معرفي مي‌کند که عصبيّت و سرکشي در برابر حق را آشکار ساخت و از حميّت و خودپسندي پيروي کرد:
«ابليس دشمن خدا و پيشواي متعصّبان و پيشرو گردن‌کشان است که بنياد عصبيّت را پايه نهاد و بر سر لباس عزّت و جبروت با خدا به منازعه برخاست و لباس عزّت را بر خود پوشيد و جامة خواري و فروتني از تن به در نمود.»4

اميرمؤمنان، علي(ع) در بخشي ديگر از سخنان خود، مردمان را از پيروي طريق حميّت و عصبيّت بر حذر مي‌دارد و مي‌فرمايد:
«پس بندگان خدا، بترسيد از دشمن خدا، مبادا شيطان شما را به بيماري خود [تکبّر و خودپسندي] دچار گرداند و با نداي خود، شما را از جاي برانگيزد و سواران و پيادگان خود را بر سر شما فرو ريزد.»5

آن حضرت، در ادامة خطبه، تهديد شيطان براي گمراه ساختن همة اهل زمين را يادآوري و تأکيد مي‌کند که «زادگان حميّت» و «برادران عصبيّت» در حقيقت، سخن شيطان را تصديق کردند:
«به جان خودم سوگند که او تير تهديد در کمان نهاده و کمانش را سخت کشيده و از محلّي نزديک بر شما تير مي‌بارد و گفته است: «پروردگارا، به سبب آنکه مرا گمراه ساختي، من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مي‌آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت.»6 با اين سخن، تير به تاريکي و هدفي دور انداخت و گماني خطا بر زبان راند، ولي زادگان حميّت و برادران عصبيّت و سواران خودبزرگ‌بيني و ناداني سخنش را تصديق کرده و راست پنداشتند.»7

با دقّت در سخنان اميرمؤمنان و مولاي متّقيان، علي(ع) به خوبي مي‌توان دريافت که حميّت و عصبيّت اختصاص به دوران جاهلّيت اولي ندارد و در هر زمان که گروهي با پيروي از «پيشواي متعصّبان و پيشرو گردن‌کشان» به جاي فروتني در برابر خداي تعالي به منازعه با او برخيزند و خود را برتر بدانند، مي‌توان نشانه‌هاي دوران جاهلّيت را مشاهده کرد.

به ‌راستي ميان اعراب متعصّب عصر جاهلي که با تکبّر و خودپسندي تمام، از پذيرش خداي رحمان و رحيم و رسالت پيامبر خاتم(ص) سر باز مي‌زدند و مردمان به ظاهر متمدّن عصر جديد که با شعار «اومانيسم» (اصالت انسان) انسان را محور همة هستي و صاحب اختيار تامّ و تمام خود معرفي مي‌کنند و با تکيه بر «راسيوناليسم» (اصالت عقل) عقل خودبنياد بشري را مبناي سامان‌دهي همة مناسبات فردي و اجتماعي انسان مي‌داند، چه تفاوتي وجود دارد؟ آيا نمي‌توان گفت دوران مدرنيته که بر مبناي «سکولاريسم» (دنيوي‌گرايي) به قطع کامل رابطة زمين و آسمان و بي‌نيازي بشر از هدايت‌هاي الهي در زندگي اجتماعي فتوا مي‌دهد، استمرار همان دوران جاهلّيت اولي است؟


  • 2. پيروي از حکم غير الهي
مردم عصر جاهلّيت بر مبناي حق‌گريزي و حق‌ستيزي ذاتي خود، از پذيرش حکم خدا سر باز مي‌زدند و در زندگي اجتماعي خود تنها احکام جاهلانه‌اي را پيروي مي‌کردند که بيشتر آنها غيرانساني، ناعادلانه، به دور از خردورزي و بر پاية هوا و هوس و تعصّبات قبيله‌اي بودند.

قرآن کريم در يکي از آيات خود، به پيامبر اكرم(ص) دستور مي‌دهد که در ميان مردم بر اساس حکم خدا داوري کند و از تسليم شدن در برابر هوا و هوس آنان که خواستار اجراي احکام جاهلي هستند، خودداري کند:
«وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ اللهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللهُ إِلَيْكَ؛8
و ميان آنان به موجب آنچه خدا نازل کرده، داوري کن و از هواهايشان پيروي مکن و از آنان بر حذر باش؛ مبادا تو را در بخشي از آنچه خدا بر تو نازل کرده به فتنه دراندازند.»

خداوند متعال، پس از اين آيه، مردم را از پيروي حکم جاهلي در برابر حکم خدا بر حذر داشته و حکم خدا را برترين احکام مي‌داند:
«أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ؛9
آيا خواستار حکم جاهلّيتند؟ و براي مردمي که يقين دارند، داوري چه کسي از خدا بهتر است؟»

در فرهنگ اهل‌بيت(ع)، هر آنچه غير حکم خداست، حکم جاهلّيت تلقي شده و مردم از پيروي آن بر حذر داشته شده‌اند.
در روايتي که از امام صادق(ع) نقل شده است، در اين زمينه چنين مي‌خوانيم:
«حکم دو گونه است: حکم خدا و حکم جاهلي. پس هر کسي در [تشخيص] حکم خدا اشتباه کند، به حکم جاهلي داوري کرده است.»10

موضوع عمل به حکم خدا در همة زمينه‌هاي اجتماعي، از چنان اهمّيتي در آموزه‌هاي اسلامي برخوردار است که حکم خلاف آنچه خداوند نازل کرده، برابر با کفر و ظلم دانسته شده است. در قرآن کريم در اين باره چنين آمده است:
«... وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ؛ 11
...  و کساني که به موجب آنچه خدا نازل کرده، داوري نکرده‌اند، آنان خود کافرانند.»

«... وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛12
... و کساني که به موجب آنچه خدا نازل کرده، داوري نکرده‌اند، آنان خود ستمگرانند.»

در اين زمينه از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) چنين روايت شده است:
«هر کس در دو درهم خلاف آنچه خداي عزّوجلّ فرو فرستاده داوري کند... پس او به آنچه خداوند عزّوجلّ بر محمّد ـ درود خدا بر او و خاندانش باد ـ نازل کرده، کافر شده است.»13

شايان ذکر است در اين زمينه روايات فراواني نقل شده که در همة آنها از قضاوت، حکم، فتوا و عمل بر اساس رأي و نظر خود، نهي و بر پيروي از کتاب خدا و سنّت پيامبر(ص) در همة زمينه‌ها تأکيد شده است.14

از آنچه گفته شد، به خوبي درمي‌يابيم هر جامعه‌اي که مناسبات فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي خود را بر مبناي مقرّرات غير الهي سامان دهد و در برنامه‌ريزي، قانون‌گذاري و اجرا به جاي مراجعه به آموزه‌هاي وحياني، به تعاليم بشري مراجعه کند، در واقع طريق جاهلّيت را در پيش گرفته است و با جامعة جاهلي عصر پيامبر(ص) که از پذيرش حکم خدا سر باز مي‌زد و تنها هوا و هوس خود را مبناي عمل اجتماعي قرار مي‌داد، هيچ تفاوتي ندارد. حتّي اگر در ظاهر جامعه‌اي مدرن و پيشرفته باشد.



  • 3. غرق شدن در گناه و تباهي
نتيجة طبيعي حق‌گريزي و حق‌ستيزي مردم عصر جاهلّيت و پافشاري آنها بر حکم غير خدا، پذيرش ولايت شيطان در همة زمينه‌ها و غرق شدن در گناه و تباهي بود. اين موضوع را به خوبي مي‌توان از سخنان امير مؤمنان،

علي(ع) دريافت:
«به رسالتش فرستاد، درحالي‌که مردم، گمراهاني حيرت‌زده و در فتنه فرو افتاده بودند. هوا و هوس، آنان را بر خود غوطه‌ور و کبر و نخوت از طريق صوابشان منحرف ساخته؛ جاهلّيت تاريک، آنان را سبک‌سر و در کارها متزلزل و حيران نموده بود.»15

گفتني است بر اساس فرهنگ قرآن کريم، مردم يا سر در گرو ولايت الله دارند و در نتيجه در نور و روشنايي به سر مي‌برند، يا پيرو ولايت شيطان و طاغوتند و يکسره غرق در تاريکي و ضلالت.16بنابراين، به طور طبيعي، مردمي که به مخالفت با ولايت حق مي‌پردازند و از فرامين الهي سر مي‌پيچند، در دايرة ولايت شيطان وارد مي‌شوند و همة مناسبات فردي و اجتماعي آنها رنگ و بوي شيطاني پيدا مي‌کند.

اين، سرنوشت محتوم همة جوامعي است که در برابر ولايت خدا سر تسليم فرود نمي‌آورد. چه جامعة جاهلي دوران رسالت نبي مکرّم(ص) باشد و چه جوامع به اصطلاح مدرن عصر حاضر.

با توجّه به مطالب ياد شده، مي‌توان گفت آنچه در روايات اسلامي از آن به عنوان مرگ جاهلي يا حيات بدون امام ياد شده است، شاخصه‌هاي متفاوتي دارد كه مهم‌ترين آنها عبارتند از: 1. حق‌گريزي و حق‌ستيزي؛ 2. پيروي از حكم غير الهي؛ 3. غرق شدن در گناه و تباهي؛ 4. انحطاط اخلاقي 5. ظلم و بي‌عدالتي و ناديده گرفتن حقوق ديگران.

اين شاخصه‌ها، اختصاص به جامعة جاهلي عصر رسالت حضرت ختمي مرتبت(ص) نداشته و در هر جامعه‌اي كه امام عصر خود را نشناسد و سر در گرو اطاعت او نگذارد، اين شاخصه‌ها بروز و ظهور مي‌يابد.
اميدوارم كه خداوند به همة ما توفيق رهايي از مرگ جاهلي را عطا فرمايد. آمين

ابراهیم شفیعی سروستانی
ماهنامه موعود شماره 115

پي‌نوشت‌ها:

1. سورة فتح (48)، آية 26.
2. ابوعلي فضل بن حسن طبرسي، تفسير مجمع البيان، ترجمه: علي کرمي، ج 25 و 26، صص 754 و 755.
3. سيّد هاشم بحراني، البرهان في تفسير القرآن، ج 7، ص 242.
4. نهج‌البلاغه، ترجمه: محمّدمهدي فولادوند، خطبة 234 (قاصعه)، ص 304.
5. همان.
6. سورة حجر (15)، آية 39.
7. نهج‌البلاغه، خطبة 234، ص 305.
8. سورة مائده (5)، آية 49.
9. همان، آية 50.
10. محمّد بن يعقوب کليني، الکافي، ج 7، ص 407، باب اصناف القضا، ح 1.
11. سورة مائده (5)، آية 44.
12. همان، آية 45.
13. الکافي، ج 7، ص 407، باب من حکم بغير ما انزل الله عزوجل، ح 1.
14. ر.ک: شيخ حرّ عاملي، وسائل الشيعه، ج 18، صص 9 ـ 52.
15. نهج‌البلاغه، ترجمه: محمّدمهدي فولادوند، خطبة 94، ص 119.
16. ر.ک: سورة بقره (2)، آية257؛ سورة جاثيه (45)، آية 19.

 
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2019 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.