صفحه نخست arrow مقالات arrow غرب شناسي arrow غرب، اسلام را جايگزين كمونيسم كرده است
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود
addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
غرب، اسلام را جايگزين كمونيسم كرده است چاپ پست الكترونيكي
۱۱ خرداد ۱۳۸۴


اشاره :
پس از فروپاشی شوروی و كمونيسم و پايان دوران جنگ سرد، غربيها و آمريكاييها يك دشمن فرضی برای خود معرفی كردند و بدين ترتيب در دهه گذشته اسلام و مسلمانان مورد هجوم آنها واقع شده‏اند اما از زمان حملات 11 سپتامبر و حمله آمريكا به افغانستان و عراق واژه ديگری به نام تروريسم اسلامی به‏وجود
آمد. راديو روسی برون‏مرزی در اين خصوص مصاحبه‏ای را با «ديميتری ژانتيف» كارشناس مؤسسه تحقيقات كشورهای آسيايی و آفريقايی در دانشگاه دولتی مسكو و مديربخش بين‏الملل هفته‏نامه فدرال «روسكی يه‏دلتی» انجام داده كه نظر شما را به آن جلب می‏كنيم:

آقای ژانتيف، يكی از مسائل روز جهانی، در واقع بحث اسلام و ارتباط آن با تروريسم است كه امروزه در رسانه‏های گروهی غربی، رسانه‏های روسيه و به‏ويژه در كشورهای غير اسلامی، متأسفانه اصطلاح «تروريسم اسلامی» مطرح و گسترش يافته است. لطفاً در اين خصوص صحبت بفرماييد و بگوييد، به‏طور كلی چنين تعبيری واقعاً منطقی است؛ چرا كه بسياری از علما و رجال اسلامی اعلام می‏دارند كه در واقع تروريستها افرادی هستند كه از تعليمات اسلامی و دستورات قرآن تمرد كرده‏اند. نظر شما در اين خصوص چيست؟
به عقيده من، اصطلاح تروريسم اسلامی در واقع اصطلاح كليشه‏ای است كه به عنوان يك راه حل مطرح شده است و تنها در دهه نود قرن بيستم شنيده و رايج شده است و از لحاظ علمی، تاريخی و به ويژه از نقطه‏نظر خود اسلام، به هيچ‏وجه درست نيست. زمانی كه صحبت از تروريستهای باسك، ايرلندی يا آمريكای
لاتين به ميان می‏آيد، هرگز اصطلاحاتی مثل «تروريسم مسيحی» به كار برده نمی‏شود، ولی اصطلاح «تروريسم اسلامی» در روزنامه‏های پر تيراژ و به خصوص از سوی رسانه‏های غربی در اذهان مردم تزريق شده است.
به نظر من، اين كار براساس يك محاسبه ايدئولوژيكی تعيين شده صورت گرفته است؛ چرا كه حتی در دهه هشتاد، چنين چيزی اصلاً مطرح نبود، و تنها به صورت خاص، مثل تروريستهای فلسطينی و غيره اشاره می‏شد.
همانطور كه گفتم، اين مسئله واقعيت ندارد؛ چرا كه خود اسلام، اقدامات تروريستی و از اين قبيل را محكوم می‏كند.
بنابراين فكر می‏كنم كه نبايد از چنين اصطلاحی استفاده نمود؛ چرا كه خود اين اصطلاح به خودی خود، در واقع نوعی توهين نسبت به اديان جهانی است و به كار بردن اصطلاح تروريسم اسلامی به افكار عمومی چنان القا می‏كند كه اسلام دينی افراطگرا و با خصوصيات متجاوزانه است كه بر ضد ساير اديان جبهه گرفته و نسبت به آنچه در اطرافش رخ می‏دهد، هيچ تحملی ندارد. در حالی كه اين طرز فكر اساساً غلط است.

امروزه ما شاهد هستيم كه گروههای تروريستی مثل القاعده كه ماهيت آنها خود در هاله‏ای از ابهام قرار دارد و ساخته و پرداخته سازمان جاسوسی آمريكا است، همواره اقدامات تروريستی خود را با نام اسلام انجام می‏دهند. به نظر شما چه ارتباطی ميان تروريسم در شكل كنونی آن و ايالات متحده آمريكا وجود دارد؟
در حقيقت اقدامات القاعده است كه با «تروريسم اسلامی» مرتبط می‏باشد و اين مسئله ثمربخش نيز بوده است و اين نتيجه تلاشهای تبليغاتی غرب است كه سعی می‏شود، بن لادن را يكی از شخصيتهای مهم و معروف در جهان اسلام جلوه دهند.
در اين ميان هرگز صحبتی از رهبران و دانشمندان بزرگ و يا شعرای اسلامی و حتی سياستمداران اسلامی كه فعاليتها و خدمات زيادی در سطح جهانی و در كشورهای خود انجام داده‏اند، در ميان نيست، ولی همه جا از بن‏لادن صحبت می‏شود و نام وی در تمام شبكه‏های تلويزيونی و رسانه‏های جهانی شنيده می‏ شود.
اين مسئله در حالی است كه از اقدامات سازمان القاعده هم اطلاع چندانی در دست نيست. تعداد سازمانهای افراط‌گرايی كه دارای خصوصيات تروريستی می‏باشند و خود را پشت وجهه اسلامی مخفی می‏سازند امروزه ديگر به دهها سازمان رسيده است، ولی با اين وجود همه چيز به القاعده نسبت داده می‏ شود و اين سازمان به يك دشمن سمبليك تبديل شده است كه غير قابل دسترسی، ولی در عين حال بسيار خطرناك می‏باشد.
اين همه در حالی است كه هنوز مشخص نشده است كه در واقع چه كسی در پشت حادثه تروريستی، يازدهم سپتامبر قرار داشته است؟
تا كنون هيچ دليل قانع كننده و هيچ متهم واقعی يا حتی اعتراف دقيقی از طرف خود بن‏لادن در اين خصوص وجود نداشته كه وی در اين حادثه دست داشته است.
در واقع حقايق در اين رابطه بسيار اندك است ولی صحبتهای زيادی درباره آن صورت می‏گيرد.
به نظر من شكی نيست كه القاعده به عنوان يك شبكه تروريستی جهانی كه در حال حاضر شناخته شده است، در واقع در ارتباط با سرويسهای جاسوسی خارجی، به‏ويژه سازمان سيا در افغانستان و برای مقابله با حضور اتحاد جماهير شوروی در اين كشور بوده است.
در آن زمان آنها تلاش می‏كردند كه نوعی سازمان بين‏المللی ايجاد كنند كه از اقدامات مبارزان در افغانستان، حمايت مالی كنند. اين احتمال وجود دارد كه اين سازمان بعدها از كنترل خارج شده است. نظر ديگری كه در اين رابطه وجود دارد، آن است كه اين سازمان، هنوز هم تا حدودی از سوی آمريكائيان در جهت به‏وجود آوردن يك الگوی كلی از يك دشمن فرضی مورد استفاده قرار بگيرد.در حقيقت، در دوران جنگ سرد، غرب يك دشمن بزرگ داشت كه همان اتحاد جماهير شوروی و كمونيسم بود. بعد از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی، نياز به دشمن تازه‏ای بود و تلاش شد كه چنين دشمنی به‏وجود آيد. البته به صورت چند دشمن كوچك‏تر، مثلاً ميلوشوويچ در يوگسلاوی، صدام حسين در عراق و كيم جونگ ايل در كره شمالی.
ولی بعد فكر ديگری كردند، به جای اين «كشورهای طرح شده» كه خود چنين نامی برای آن انتخاب كردند، يك دشمن ديگری را به عنوان نيروی نامرئی يا تروريسم بين‏المللی ساخته و پرداخته كردند كه می‏شد در هر كجای جهان، با آن به مبازره پرداخت و مبارزه با آن در واقع توجيه كننده هر اقدامی بود، با اين بهانه می‏شد سلاحهای جديد توليد و سيستم دفاع ضد موشكی را تكميل كرد و بسياری اقدامات ديگر انجام داد كه شايد به صورت مستقيم هم ارتباطی با مبارزه با تروريسم نداشته باشند.
در اين راستا، القاعده دست‏آويز بسيار مناسبی برای ايالات متحده آمريكا محسوب می‏شد. نظر من و بسياری از كارشناسان ديگر بر اين است كه مبارزه غرب وآمريكا با القاعده مبهم و تمام نشدنی است.
از يك سو، صدها ميليون دلار صرف شد، قدرتمندترين سرويسهای جاسوسی و ضد جاسوسی به تكاپو افتادند و در آمريكا، انگليس، پاكستان و ساير كشورها دست به دست هم دادند تا بتوانند بن‏لادن را پيدا كنند و ماهيت اصلی اين شبكه تروريستی را آشكار سازند، اما نتوانستند و اين مسئله نشان می‏دهد كه در حقيقت هيچ كس با بن‏لادن مبارزه نمی‏كند، بلكه فقط نشان می‏دهند كه در حال جنگ با وی هستند و اين مسئله ممكن است سالهای سال ادامه داشته باشد.
اين مسئله توجيهی برای اقدامات يكجانبه ايالات متحده آمريكا و دكترين نظامی جديد اين كشور خواهد بود كه برای آمريكا بسيار ضروری می‏باشد.

آقای ژانتيف آيا به‏طور كلی می‏توان اين اقدام عليه اسلام را بخشی از برنامه ايدئولوژيكی غرب دانست؟ چرا كه ما امروزه شاهد هستيم كه اخبار زيادی وجود دارد مبنی بر اينكه اسلام در بسياری از كشورهای اروپايی در حال گسترش است و تعداد افرادی كه در اروپا به اسلام گرويده‏اند، رو به افزايش می‏باشد. شايد
بتوان گفت غرب به نوعی نگران اين مسئله می‏باشد، بنابراين آيا می‏توان اين مسئله را ناشی از استراتژی ايدئولوژيكی غرب برای مقابله با گسترش اسلام دانست؟
به نظر من همين‏طور است و البته بايد دليل آن مورد توجه قرار بگيرد. موضوع اينجاست كه خود مقامات آمريكايی، از جمله بيل كلينتون، رئيس‏جمهور پيشين اين كشور، علناً اين مسئله را مطرح می‏كردند كه پس از نابودی كمونيسم جهانی، ايدئولوژی كمونيستی - كه جايگزينی برای ايدئولوژی غرب به شمار می‏رفت - اكنون اين اسلام است كه جايگزين ايدئولوژی غرب و به عنوان دشمن ايدئولوژيك آمريكا و غرب مطرح شده است.
اين مسئله از جنبه‏های بسياری قابل توضيح است. زمانی كه اتحاد جماهير شوروی وجود داشت، اميد بسياری از كشورهای جهان و گروههای اجتماعی به جامعه سوسياليستی، به عنوان جايگزينی برای غرب بود؛ پس از نابودی كمونيسم، در بسياری از موارد، ديگر رو به اسلام آورده می‏شود و اين مسئله تنها مربوط به مللی كه به‏طور مرسوم مسلمان شناخته می‏شوند، نمی‏باشد.آنها در واقع به اسلام به عنوان جايگزينی برای روند جهانی شدن و خواسته‏های روزافزون مطرح در جوامع غربی می‏نگرند. ولی اسلام در واقع واقعيتهای ديگری را به روی بشريت می‏گشايد: به نوعی جهان‏بينی جديد، مطرح بودن اهداف و ارزشهای عالی‏تر، هماهنگی و توازن انسان با جهان پيرامونش و آشتی ميان انسان و خدا كه جزو اصول دين اسلامی می‏باشد.
اينها به واقع راهی كاملاً متفاوت هستند، اسلام نوعی مانع ايدئولوژيك بر سر راه جهانی شدن و افزايش نيازهای اجتماعی، بر اساس استانداردهای غربی است. به همين دليل، قطعاً غرب به ويژه آمريكا سعی دارند تا اين مانع را از سر راه خويش بردارد و برای مبارزه با آن هم از راههای سياسی مستقيم و هم از طريق ايدئولوژيكی وارد عمل می‏شود.
در واقع در اين امر از نوعی جنگ اطلاعاتی و رسانه‏ای استفاده می‏كنند؛ چرا كه در اين صورت آن‏طوری كه رسانه‏های گروهی غربی اسلام را معرفی می‏ كنند، در واقع نشان‏دهنده نوعی طرح تبليغاتی و ايدئولوژيكی است كه در سطحی گسترده و وسيع صورت می‏گيرد و می‏توان گفت به نوعی حمله با اسلام است.
البته وجود چنين مبارزه‏ای را تكذيب می‏كنند. ولی عملاً طرحهای مختلفی را برای اين منظور طرح‏ريزی و اجرا می‏كنند.
در واقع آنها با كمك توانايی رسانه‏های گروهی، اسلام خاص را به مردم نشان می‏دهند و اين مسئله گويای آن است كه طرح و برنامه‏ای در ميان است و اين چيزی است كه طی دهه نود ديده شده است.
پيش از آن، چنين چيزی مطرح نبود و غرب در واقع دشمن ايدئولوژيك ديگری را در پيش رو داشت، قبلاً كمونيست بود و اكنون اين نقش را اسلام ايفا می‏كند.

در حقيقت با نشان دادن اسلام، به گونه‏ای كه خود مايلند در صددند نه تنها در ديد مردم غرب و جوامع غير مسلمان بلكه اعتبار اسلام را در عرصه جهانی خدشه‏دار سازند و امتيازاتی را از اين راه به دست آورند و از آن برای گسترش ايدئولوژی غربی كه اكنون بر آن تأكيد می‏شود، بهره ببرند. حال لطفاً شما با توضيحاتی به نوعی مواردی را برای متمايز كردن اسلام و تروريزم ذكر كنيد.
تروريسم نمی‏تواند و نبايد هم دارای گرايشات و تعلقات ملی و مذهبی باشد، تمام كسانی كه با ماهيت تعاليم اسلام، اصول و آداب و رسوم اين دين آشنايی دارند، چه خود مسلمانان و چه از اديان ديگر، می‏توانند تأييد كنند كه اسلام، دينی با درك و تحمل زياد در مقابل ساير مذاهب است. دينی است كه صلح ناپايدار را هم بهتر از جنگ می‏داند، اسلام دينی است ملايم و مخالف با خشونت كه در جهت برقراری صلح، امنيت و توازن در جامعه تلاش می‏كند و مخالف با رويارويی و
حتی به دنبال دشمن گشتن برای نابودی آن است.
به همين دليل تروريسم، براساس ماهيت و ويژگيهای خاص خود، نمی‏تواند هيچ وجهه مشترك و تشابهی با روحيات اسلامی داشته باشد.
بسيار مهم است كه اين مسئله به درستی درك شود كه به هيچ وجه نمی‏توان اسلام و تروريسم را يكسان و حتی نزديك به يكديگر درنظر گرفت.
در واقع بايد ماهيت اصلی اسلام را برای خود مسلمانان و ساير ملل تشريح نمود.


× برگرفته از بولتن خبری معاونت برون‏مرزی صدا و سيمای جمهوری اسلامی، شماره 265، 15دی، 1383.

 


ماهنامه موعود شماره 51


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.