spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
گلستانه چاپ پست الكترونيكي
۱۸ فروردين ۱۳۸۹

بهاريه
روز اوّل بهار
باز هم
صداي آشناي او
كوچه‌هاي بي‌خيال اين محلّه را
شكافت
و سكوت سنگي مرا شكست
گوش‌هاي من طنين حيرتي عظيم را شنيد
فاصله
بين صبح عيد ما و صبح عيد او
وسعت تمام شوره‌زارهاست
باز هم
آن صداي آشنا
داد مي‌زند:
نمك!
منصور رضيئي
ويژة ميلاد فرخندة حضرت زينب(س)

شكوه عشق
بانو! سلام، حال شما؟ صبح‌تان به خير
در آسمان اگر كه شما... آسمان به خير
اي اتفاق روشن و زيبا و ديدني
افتاده‌اي كجاي زمان ناگهان...؟ به خير
بانو! كجاي فصل زمين و زمان هنوز...؟
ياد شما به ذهن زمين و زمان، به خير
آري، بگو كجاي زمان در شكُفتني؟
تا گُل كنم بهار تو را، بوي جان، به خير
ياد شما به ذهن زمان، اي شكوه عشق!
اي ناگهان‌ترين غزل ناگهان، به خير
خدمت رسيده‌ام كه دهم شرح عاشقي
اين عاشقي، به سلسلة عاشقان، به خير
آمد به حرف واژه، سكوت دلم شكست
وا شد لبم به ذكر شما، ذكرتان به خير
ديدم تو را به وقت سحر در نماز عشق
خاتون عشق! صبح و نماز و اذان، به خير
لب تشنة دعاي تو هستم، به من بگو:
در كار عشق، عاقبتت اي جوان! به خير
فرخنده باد صبح شكوفايي شما
ميلاد سبز نور شما بر جهان، به خير
رضا اسماعيلي
ويژة ميلاد فرخندة امام حسن عسكري(ع)

آهاي... ماهه شب چارده!
... و ابرهاي سپيد و گرفته بسيارند
كه پيچ خورده به دور سر تو دستارند
و بادها كه بيايند و بارور بشوند
به دور گردن تو، چون دو رودِ سيّارند
دو دست رود و دو دستِ شناور خورشيد
به خاكِ باير دامان تو كه مي‌بارند
چه دست‌ها كه توسّل شوند و برخيزند
گل محمّدي از دامن تو بردارند
آهاي، ماه شب چارده! كه دور و بَرت
ستاره‌ها و زمين در طواف دوّارند
محاق را بشكن، كاين پلنگ‌ها عمري‌ست
براي آمدنت قلّه قلّه بيدارند
كه ابرهاي سپيدي كه مثل دستارند
به حلقه‌هاي سر زلف تو گرفتارند
مهدي رحيمي

از بهارهاي رفته
مقابل آينه مي‌ايستم
و از بهارهاي رفته
خجالت مي‌كشم!

روز دوم هم مي‌گذرد
دو چُروك
بر پيشاني سال جديد

دلواپسي‌هاي موروثي
خطوط برجستة دغدغه
و كاريكاتوري از بهار در اطراف!

آجيل‌ها و تقويم
به بهار گواهي مي‌دهند
امّا در اين ميان
تكليف بخاري
روشن نيست!

ملافه‌اي سفيد از برف
روي نعش دراز كشيدة دشت
زمستان به رحمت خدا پيوست!
سيّد حسن حسيني


باران صبح بهاري
اي در صداي تو جاري، باران صبحي بهاري
امشب هواي تو دارم، امشب هواي كه داري؟
بگذار بالي گشايم، در آسمان نگاهت
اي كهكشاني مكرر، در چشم‌هاي تو جاري
من در تو بايد ببينم، پژواك‌ هفت آسمان را
هر چند هستي زميني، رنگ زميني نداري
روزي كه باران غيبي، باريدن از سر بگيرد
اي خاك لب تشنه! زيباست، پايان چشم انتظاري
در انتظار تو موعود! هر روز، شب مي‌شماريم
اي كاش مي‌شد كه ما را از عاشقانت شماري
قربان وليئي


حتّي ستاره‌اي...!
خود را شبي در آينه ديدم، دلم گرفت
از فكر اين كه قد نكشيدم، دلم گرفت
از فكر اين كه بال و پري داشتم، ولي
بالاتر از خودم نپريدم، دلم گرفت
از اينكه با تمام پس‌انداز عمر خود
حتّي ستاره‌اي نخريدم، دلم گرفت
كم كم به سطح آينه‌ام برف مي‌نشست
دستي بر آن سپيد كشيدم، دلم گرفت
دنبال كودكي كه در آن سوي برف بود
رفتم، ولي به او نرسيدم، دلم گرفت
نقّاشي‌ام تمام شد و زنگ خانه خورد
من هيچ خانه‌اي نكشيدم، دلم گرفت
شاعر كنار جو گذر عمر ديد و من
خود را شبي در آينه ديدم، دلم گرفت
سيّد مهدي نُقبايي



طلوع
گُل مي‌شكفد دم به دم از خاك به پايت
هم ريشة باران و بهار است صدايت
در ذهن عطش، چشمه‌تر از چشمه گذشتي
پيداست در آرامش گُل‌ها، رَد پايت
از نسل كدامين شب مطبوع بهاري‌ست
آن گيسوي آشفتة در باد رهايت؟
با آتشم آميخت نگاهي كه تو كردي
بر خرمن من شعله چكيد از مژه‌هايت
بر چهره بخوان شرح مرا قطره به قطره
اشكم همه را ترجمه كرده‌ست برايت
امشب غزلم را صلة چشم تو كردم
اي شعرترين، شعرترين شعر فدايت!
در هر غزلم با تو طلوعي‌ست دوباره
هان! تا غزل بعد سپردم به خدايت
سيّد علي ميرافضلي


ماهنامه موعود شماره 110


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.