spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
بازگشت به آغوش طبّ طبيعي چاپ پست الكترونيكي
۱۴ فروردين ۱۳۸۹
 يك سؤال ممكن است در ذهن انسان مطرح شود و آن اينكه در زمان امام مهدي(ع) ـ كه ان‌شاءالله در آيندة نزديك شاهد ظهور موفور السرور آن حضرت باشيم ـ طب رايج چيست؟ البته پيشاپيش و قبل از مطالبي كه خواهيم گفت با اطمينان خاطر اعلام مي‌كنيم در آن دوران، كه نقطة تكامل دانش بشر است و تمام روش‌هاي حفظ سلامت و پيشگيري از بيماري‌ها را مردم فرا مي‌گيرند، اگر نياز به درمان باشد از كامل‌ترين، پيشرفته‌ترين، صحيح‌ترين و منطقي‌ترين روش استفاده خواهد شد.
 
 
در سراسر جهان، در چند دهة اخیر، نشانه‌هایی از بازگشت به آغوش طبّ طبیعی، کاربرد داروهای گیاهی، جایگزین کردن برخی روش‌های درمانی مدرن (یا تروژنی) دیده می‌شود، این جریانات حتّی سازمان جهانی بهداشت (W.H.O) را بر آن داشت که آرام آرام از سال 1978 م. ابتدا با مطرح کردن بعضی توصیه‌های کلّی و سپس با انتشار برنامة راهبردی سازمان جهانی بهداشت برای سال‌های 2002 تا 2005 میلادی رسماً پیشنهاد برنامه‌ریزی جهانی و کشوری را در زمینة احیا و کاربرد طبّ سنّتی مطرح نماید.1

علاوه بر اینها در سال‌های اخیر تأسیس رشتة طب طبیعی2 نیز در برخی کشورهای غربی رشد و تکامل یافته و کتاب‌های ارزشمندی نیز با برسی‌های دقیق علمی و شناخت ترکیبات و آثار کاربرد مواد طبیعی منتشر شده است. در حقیقت، این گونه حرکات  اندیشة بشر را از این توهم كه فقط باید به طبّ کلاسیک تکیه کرد و هر چه خارج از آن محدوده را غیرعملی، عقب افتادگی و عوام زدگی شمرد، آزاد كرده است.

بي‌ترديد، دانش پزشکی روز که ریشه در تلاش چند صد سالة دانشمندان علوم مختلف دارد، مبتنی بر واقعيت‌های علمی و تجربی است و با سرعت نیز در حال پیشرفت و گشودن درهای جدید و کشف مطالب ناشناخته است، جایگاه استثنایی و ممتازی دارد، ولي این به آن معنا نیست که بتواند پاسخگوی همة نیازهاي بشري باشد. به علاوه با نگاهی که طبّ جديد به موجودیت و هویّت انسان دارد و بخش بسیار مهمی از واقعیت وجود انسان را نادیده مي‌گيرد، به همة حقایق امکان دست‌یابی داشته باشد.

آزمون و خطاهای مکرر آن نیز بسیاری را خسته کرده است. نگاهی به چاپ‌های مختلف کتب مرجع طبی مثلاً طیّ یک دورة سی ساله و افراط و تفریط‌های آنها و حذف و اضافه‌ها نشان می‌دهد که اوّلاً این روند همچنان ادامه دارد و ثانیاً هر چه که در این کتاب‌ها می‌آید حرف آخر نیست و چه بسیار که شاهد بازنگری‌ها، تغییرات و استغفارهای علمی خواهیم بود. البته این به آن معنا نیست که منکر ارزش و جایگاه والای علوم پزشکی جدید باشیم و در مقابل گمان کنیم که در طبّ سنّتي نیز هر چه وجود دارد کمال حقیقت، صحّت و خدشه‌ناپذیري است و همانند وحی مُنزَل باید تقدیس و پذیرفته شود بلکه اعتقاد داریم که از تعصب بی‌منطق، یکسونگری و غفلت از مجموعه اندیشه‌ها و تجارب قرون و اعصار باید پرهیز کرد و آماده بود در هر جا که طبّ سنّتي تجربة آسان، مؤثر، موفق، کم هزینه، پرفایده و و كم ضرري دارد ولو اينكه در كتاب‌هاي مرجع پزشكي جديد چيزي راجع به آن وجود نداشته باشد، امكان استفاده از آن را پذيرفت. البته تحقيق و تجربه در اين گونه موارد نه تنها واپس‌گرايي و عقب‌ماندگي نيست بلكه دانش روز را نيز از اين اطلاعات سودمند بهره‌مند مي‌سازد.

همان طور كه اشاره كرديم خوشبختانه دنيا به سوي طبّ سنّتي توجه خاصي كرده است و ديگر مثل پنجاه سال قبل نمي‌توان با حربة ضدّ علمي بودن به جنگ تجارب ارزشمند چند هزار ساله رفت و با اخم كردن و روي برگرداندن و طرح چند كلمة عاريتي فرنگي، همة ميراث علمي و تجربي را به باد استهزا گرفت.آن دوران به پايان رسيده است و هم اكنون بسياري از دانشگاه‌هاي طراز اوّل دنيا به دنبال جست‌وجو در ميراث طبّ سنّتي ملت‌ها هستند.

پيشنة پزشكي در ايران

بر اساس برخي اطلاعات قابل استناد، سابقة پزشكي ايران به حدود 8000 سال قبل برمي‌گردد، ولي از حدود 2500 سال پيش و به خصوص از آغاز دوران تمدن اسلامي با درخشش تعدادي از حكماي بي‌همتا، طبّ ايراني ـ اسلامي از محتوا و تكامل خاصي بهره‌مند شده است. بنابراين به دور از تعصب ميهني، مي‌توان با استدلال و ذكر شواهد و با سربلندي بيان كرد كه طبّ سنّتي ما گنجينه‌اي استثنايي و در حدّ خود بي‌نظير است كه با داشتن مباني فلسفي محكم و با جهان‌بيني الهي و ژرف‌نگري اگرچه بيش از 150 سال مورد بي‌مهري قرار گرفته است به خوبي مي‌تواند در زمان حاضر قد علم كند و براي رفع كاستي‌ها و مشكلات حل نشدة طبّ كلاسيك، راهكار ارائه كند.

البته اين به آن معنا نيست كه هر كس ادّعاي طبّ سنّتي دارد، درست و علمي عمل مي‌كند. چه بسيار كساني كه با كم سوادي يا بي‌سوادي خود آبروي هزار سالة طبّ سنّتي را به باد مي‌دهند و نادانسته در كارهايي دخالت مي‌كنند كه صلاحيت آن را ندارند و گاهي حرف‌هايي به بيماران مي‌زنند كه نتيجة آن محروم شدن بيمار از درمان صحيح يا از دست دادن فرصت‌هاي لازم براي درمان به موقع و بزرگ شدن مشكلات كوچك مي‌شود.

به هر حال، اگرچه از حدود 150 سال قبل با ورود و رسميت يافتن طبّ كلاسيك و رفتار نامهربان حكومت‌هاي غرب‌گرا عملاً طبّ سنّتي ما از عرصة آموزش به انزوا و كنج فراموشي رفت، ولي به ياري پروردگار در چند سال اخير بعد از سال‌ها تلاش، شاهد ورود رسمي طبّ سنّتي به دانشگاه و ميدان علم و تجربه و پژوهش هستيم؛ به اين ترتيب كه با هم‌دلي و همكاري چهار دانشگاه بزرگ علوم پزشكي تهران، ايران، شهيد بهشتي و شاهد پس از برگزاري آزمون كتبي و شفاهي طيّ سه دوره تعدادي پزشك برگزيده به عنوان دانشجوي دورة دكتراي تخصصي در رشتة طبّ سنّتي پذيرفته شدند و هم اكنون گروه اوّل در مرحلة تهية پايان‌نامه‌هاي تحقيقي خود مي‌باشند. اين گونه انتخاب اين فرصت را داد تا پزشكاني كه به لحاظ علمي و قانوني مجاز به طبابت مي‌باشند و از دانش روز نيز بهره‌مندند، پس از حدود چهار سال تحقيق و تحصيل با اندوخته‌اي از طبّ سنّتي وارد عرصة خدمات پزشكي، آموزشي و پژوهشي شوند و با رعايت مصلحت بيماران، هر جا كه طبّ سنّتي كارآيي بيشتري دارد از آن براي درمان بيماران استفاده كنند و هر جا دانش روز و طبّ كلاسيك حرف بيشتري دارد به آن رجوع نمايند.

در كشورهاي هند، پاكستان و بنگلادش كه طبّ سنّتي ما (البته به دلايل تاريخي و سياسي با عنوان طبّ يوناني) مورد استفاده قرار مي‌گيرد، دانشجويان خود را از ميان فارغ التحصيلان مقطع دبيرستان براي دوره‌هاي چهار ساله يا پنج ساله انتخاب مي‌كنند، ولي امتياز رويكرد ايراني به طبّ سنّتي ارتقاي علمي و تجربي و نيز بهره‌گيري از آخرين دستاوردهاي دانش پزشكي هم‌زمان با استفاده از گنجينة عظيم طبّ سنّتي ما است و بنابراين ان‌شاء الله با ورود فارغ التحصيلان اين دوره به عرصة خدمت، شاهد شكل‌گيري نوعي خدمات پزشكي قانون‌مند و آگاهانه با استفادة منطقي و بهينه از مجموعة طبّ روز و طبّ سنّتي خواهيم بود.

بايدها و نبايدهاي طبّ سنّتي

اينكه تصور كنيم كه داروهاي گياهي و سنّتي هيچ عارضه‌اي ندارند، به همان اندازه اشتباه است كه گمان كنيم اجراي دستورات طبّ نوين نيز زيان‌بخش است. بلكه بايد منصفانه حقّ هر دو قسمت را آن طور كه هست، بشناسيم.

يكي از مصيبت‌هاي بزرگي كه طبّ سنّتي را تهديد مي‌كند، عملكرد غيرعلمي كساني است كه از طبّ سنّتي اطلاع كافي ندارند، كتاب‌هاي حكما را نخوانده‌اند يا به طور سطحي با مطالعة خواص بعضي از گياهان و مواد معدني و حيواني بدون آنكه به علم نشانه‌شناسي بيماري‌ها و اسباب و علائم و شيوه‌هاي درماني احاطه داشته باشند، دست به كار طبابت مي‌زنند و معمولاً با تجويز برخي گياهان كه شايد عمر مفيد آنها به پايان رسيده دستوراتي به بيماران مي‌دهند. گاهي انسان با مشاهدة آلودگي‌هاي اين گياهان و اطمينان از اينكه شرايط لازم را هنگام چيدن، خشك كردن، انبار كردن و حمل و نقل مراعات نكرده‌اند، بسيار افسرده و ناراحت مي‌شود. اگر از آنها سؤال شود كه چطور به خودتان اجازه مي‌دهيد در مورد بيماران و درمان آنها بدون تحصيل در اين رشته يا مطالعة منابع علمي معتبر تصميم‌ بگيريد بعضي جواب‌هاي سطحي مثل اينكه اين تجارب را ما از پيشينيان خود فرا گرفته‌ايم و ادّعاهايي كه ما چه بيماران لاعلاجي را درمان كرده‌ايم روبه‌رو مي‌شويم كه البته اين حرف‌ها اصلاً ارزش ندارد.

علاوه بر جنبه‌هاي قانوني، در فقه اسلامي مبادرت ورزيدن به درمان بدون آگاهي كافي از دانش طب مشمول «قاعدة ضمان» است. قطعاً اگر در دنيا كسي به سراغ چنين طبيباني نرود و از آنها بازخواست نكند، در شب اوّل قبر مورد مؤاخذه و مجازات خدا قرار خواهند گرفت. البته اين قاعدة ضمان فقط متوجه كساني نيست كه با طبّ سنّتي مي‌خواهند درمان كنند بلكه همة كساني را كه در زمينة پزشكي كاري انجام مي‌دهند، خواه ‌داراي عناوين خاص باشند يا نباشند، در برمي‌گيرد و مكلّفند كه دانش خود را همواره در سطح قابل قبول عرف علمي زمان نگاه دارند.

خلاصه آنكه، طبّ سنّتي هم بايدها و نبايدهاي بسياري دارد و كسي كه مي‌خواهد از آن براي درمان بيماران استفاده كند، بايد آگاهي و مهارت كافي داشته باشد و مبادا رويكرد مردم به طبّ سنّتي سبب رواج كارهايي شود كه طبّ سنّتي و دانش پزشكي آنها را مخالف مصلحت بيمار مي‌داند.

جامعة آرماني مهدوي و دانش پزشكي

يك سؤال ممكن است در ذهن انسان مطرح شود و آن اينكه در زمان امام مهدي(ع) ـ كه ان‌شاءالله در آيندة نزديك شاهد ظهور موفور السرور آن حضرت باشيم ـ طب رايج چيست؟ البته پيشاپيش و قبل از مطالبي كه خواهيم گفت با اطمينان خاطر اعلام مي‌كنيم در آن دوران، كه نقطة تكامل دانش بشر است و تمام روش‌هاي حفظ سلامت و پيشگيري از بيماري‌ها را مردم فرا مي‌گيرند، اگر نياز به درمان باشد از كامل‌ترين، پيشرفته‌ترين، صحيح‌ترين و منطقي‌ترين روش استفاده خواهد شد. ممكن است بخشي از اين روش‌ها دستاورد طبّ كلاسيك امروز و فردا باشد و برخي نيز محصول تجارب دوران‌هاي گذشته و از جمله طبّ سنّتي ما.

منشأ دانش پزشكي چيست؟

جواب اين سؤال زيربناي بحث‌هاي بعدي ما است.از آموزه‌هاي ديني آموخته‌ايم كه خداوند براي هدايت انسان از آغاز خلقت دو حجّت بيروني (وحي) و حجت دروني (عقل) را فرا راه بشر قرار داد. در پيدايش و تكامل دانش پزشكي نيز همين دو حجت بدون ترديد نقش مهمي داشته‌اند3 و تدريجاً تلاش جست‌وجوگرانة بشر به مدد عقل و تجربه، دانش پزشكي را به جايگاه امروزي آن رسانده است.

در هر زمان اين تلاش‌ها با توجه به چگونگي تبيين جهان خلقت، با نظريه‌ها، نوآوري‌ها و نيز طرز تلقّي‌هاي خاصي همراه شده است. بنابراين، گاهي انسان با ژرف‌نگري به اين باور مي‌رسد كه چه بسيار نظريه‌هاي به ظاهر مردود يا باور نكردني را مي‌توان بازنگري كرد و از بسياري اصطلاحات به كار برده شده، بيش از ظاهر كلمات و اصطلاحات به مفهوم نمادين و سمبليك آنها توجه نمود. در مقولة طبّ اسلامي و طبّ سنّتي نيز از اين گونه موارد به وفور مي‌توان يافت. لذا گاهي كساني كه نمي‌توانند به عمق و جنبه‌هاي نمايدن اين كلمات بينديشند فوراً با دانش اندك خود فرياد برمي‌آورند كه اين حرف‌ها باطل است، علم آنها را نمي‌پذيرد و از اين گونه سخنان كه معمولاً ناشي از ناآگاهي و سطحي‌نگري آنها است.

طبّ اسلامي چيست؟ طبّ سنّتي كدام است؟

معمولاً در منابع خارجي كلمة طبّ اسلامي4 را مترادف طبّ دوران تمدن اسلامي مي‌دانند ولي ميان طبّ اسلامي و طبّ دوران تمدن اسلامي كه چهرة شاخص امروزي آن همين طبّ سنّتي است، تفاوت جدّي وجود دارد.

به طور ساده و اجمالي، طبّ اسلامي، نظام طبّي است كه آموزه‌هاي اسلامي ما را به آن رهنمون مي‌شود. در اين نگاه، آيات و روايات مرتبط با پزشكي، چارچوب و استخوان‌بندي اين نظام را مي‌سازد. علاوه بر اين، از مجموعه دستاوردهاي گذشتة بشر (از جمله طبّ سنّتي ما و يافته‌هاي حكماي ديگر) و نيز از آخرين دستاوردهاي امروز و فرداي دانش پيشرو استفاه مي‌شود. البته اين بهره‌گيري با به گزيني و هماهنگ‌سازي با ساختار انديشة تدوين نظام طبّ اسلامي همراه است و هر چه نتواند در اين ساختار انديشه كه بر اساس امر و نهي الهي شكل گرفته پذيرفته شود، حدف مي‌شود. موادّ حرام (مگر در حال اضطرار بدون جايگزين) جايي در طبّ اسلامي ندارند. رفتار صاحبان حِرَف پزشكي با بيماران، بايد رفتاري مورد قبول اخلاق و فقه اسلامي باشد، حقوق بيمار چه در خلوت و چه در جلوت بايد به بهترين وجه مراعات شود.

اسلام به پيروان خود مي‌آموزد كه در همه جا از جمله در عرصة پزشكي با رعايت همان چارچوب انديشة اسلامي، از علوم و تجارب ديگران استفاه كنند، چنانكه در اين حديث شريف نبوي(ص) مي‌خوانيم: «أعلم الناس من جمع علم الناس الي علمه؛3 عالم‌ترين مردم كسي است كه علم [ديگر] مردم را به علم خود بيفزايد.» كه كلمة «إلي» تأكيد مي‌كند كه صرفاً جمع‌آوري دانش ديگران كافي نيست بلكه بايد از ميان آنها با رعايت ساختار انديشة اسلامي انتخاب مناسب صورت گيرد.

بعضي‌ها كه فقط با جمع‌آوري تعدادي از روايات مرتبط با پزشكي، طبّ اسلامي را يك مجموعة سربستة محدود و منحصر به آنها معرفي مي‌كنند، در حقيقت برخلاف آموزه‌هاي روايات معصومان(ع) با ارائة تعدادي رهنمود طبّي به جاي ارائة يك سيستم و سامانه، در حقّ طبّ اسلامي دانسته يا ندانسته، جفا مي‌كنند.

امّا منشأ طبّ سنّتي ما چيست؟ طبّ سنّتي ما افزون بر تأثيرپذيري از آموزه‌هاي طبّي اسلامي، گنجينه‌اي گرد آمده از ميراث پزشكي قديم ايران (طبّ اقوام آريايي، طبّ دوران‌هاي مختلف هخامنشي، اشكاني، ساساني و به خصوص مكتب پزشكي جندي شاپور)، طبّ يوناني، مكاتب طبّي سرياني و اقوام ديگر (هندي، عربي، اندكي چيني و ملل همسايه و مرتبط با ايران) است كه در دورة تمدن اسلامي با ظهور شخصيت‌هاي بزرگي همچون علي بن ربن طبري، رازي، علي بن عباس اهوازي، ابن سينا، جرجاني، ابوالحسين طبري، ابن نفيس، ابن بيطار، زهراوي و صدها دانشمند معروف و غير معروف ديگر رشد و تكامل و شكوفايي بي‌نظيري يافته است و با پشتوانه‌اي چنين، در دنياي امروز ياراي سر بر افراشتن و داعية پاسخگويي به بخش مهمّي از نيازهاي پزشكي امروز بشر را دارد و مي‌تواند تجربه و نگرش جامع و كل‌نگر خود را براي اصلاح انديشة جزءنگر دانش پزشكي روز در اختيار انديشمندان منصف قرار دهد.6

چند امتياز ويژة طبّ سنّتي ما

در دنياي لائيك، متفكران براي انسان هويت جسمي رواني ـ اجتماعي قائلند و به اصطلاح مي‌گويند انسان موجودي «بيوسايكوسوشال»7 است، غافل از اينكه بُعد روحي و معنوي انسان بسيار مهم‌تر است و آنها قادر به درك اين حقيقت نبوده‌اند. همين بعد روحي و معنوي روي ابعاد سه گانة هويت انسان از ديدگاه آنها، به شدّت تأثير مي‌گذارد.

در طبّ سنّتي ما انسان با همة موجوديت خود يك جا و با هم مورد توجه قرار مي‌گيرد و علاوه بر اين در مورد همان بعد زيست‌شناختي انسان يا بُعد بيولوژيك آن نيز، نكته‌هايي دارد كه دانش كلاسيك با آن آشنا نيست.

به عنوان مثال، مسئلة بسيار مهمّ «مزاج» در هويت جسمي رواني انسان مطرح است. ممكن است دو نفر با يك بيماري مشخص به حكيم مراجعه كنند، ولي حكيم با توجّه به بررسي مزاج آن دو نفر، دو شيوة متفاوت درماني را توصيه كند در حالي كه در طبّ كلاسيك اين نقص بزرگ وجود دارد كه به طور كلي پروتكل‌هاي درماني را براي همه يكسان به كار مي‌برند و اگر جايي هم با توجه به وخامت بيماري يا بيماري‌هاي ضميمه‌اي ديگر براي دو نفر در يك بيماري اندك تفاوتي در شيوة درمان قائل شوند اين تفاوت مربوط به تفاوت هويت جسمي ـ رواني يا مزاجي نيست.

در طبّ سنّتي حدود 80 درصد اقدامات پيشگيرانه و مبتني بر تدابير حفظ الصحّه است. تنظيم برنامة خوردني‌ها و آشاميدني‌ها، خواب و بيداري، ورزش و فعاليت‌هاي بدني، تدبير سلامت و مناسب‌سازي هوا، دفع مواد زائد از بدن و نگهداري مواد لازم براي بدن و بالاخره مراقبت از حالات رواني مثل شادي و غم، غضب و آرامش و مانند اينها كه تحت عنوان «ستّـة ضروريّه» مطرح مي‌شود. اساس كار حفظ الصحه است. وانگهي وقتي هم كه پاي درمان به ميان مي‌آيد باز هم بخش مهمّي از درمان را تدابير تغذيه‌اي و مانند آن تشكيل مي‌دهد و در مصرف دارو آن همه در حدّ ضرورت ابتدا از داروهاي مفرد و سپس از داروي مركب با حداقل تركيب (به لحاظ هشدارهايي كه در طبّ سنّتي راجع به آثار سوء تداخلات دارويي وجود دارد) استفاده مي‌كند. البته اگر گاهي مشاهده مي‌شود بعضي‌ها با مراجعه به مدعيان طبّ سنّتي هزينة زيادي براي تهية تعداد زيادي دارو مي‌پردازند بايد مطمئن بود كه نه درمان پرهزينه و نه استفاده از داروهايي متعدد و نه به جاي توصيه‌هاي حفظ الصحه سريعاً مبادرت ورزيدن به توصيه‌هاي اين گونة درماني، هيچ كدام مورد تأييد حكماي بزرگ طبّ سنّتي نيست. شايد بعضي‌ها در اين گونه رفتارهاي به دنبال درآمد بيشتر باشند نه ارائة يك كار عملي مورد تأييد حكماي بزرگ طبّ سنّتي.

يكي ديگر از امتيازات طبّ سنّتي اين است كه علاوه بر درمان بيماري‌ها همواره‌، ارتقاي كيفيت زندگي را در دستور كار خود دارد. به عنوان مثال حتّي در مورد بيماراني كه به لحاظ نداشتن امكان هيچ گونه درمان و به اصطلاح بيماران جواب كرده نيز دست روي دست نمي‌گذارند و با تلاش در جهت تعديل وضعيت مزاجي به گونه‌اي محسوس و مؤثر بار مشكلات بيمار را كم مي‌كند و كيفيت زندگي او را بهبود مي‌بخشد.

با نگاهي گذرا به كتب طبّ سنّتي (كه حداقل حدود ده هزار عنوان غيرتكراري آن قابل دسترسي در داخل و خارج كشور است و دست كم 13000 عنوان قابل رديابي است و با مراجعه به متون تاريخي چيزي در حدود 17000 عنوان كه البته برخي از آنها تكراري يا غيرقابل رديابي و غيرقابل دسترس است) درمي‌يابيم كه اخلاق و رفتار انساني از آموزه‌هاي اوّلية اساتيد طب بوده است. چنان كه حكيم گرانقدر ميرمحمدحسين عقيلي علوي در كتاب ارزشمند «خلاصـ[ الحكمه» پيش نياز آموزش پزشكي را نخست فقه، سپس اخلاق و بعد از آن حكمت، منطق، رياضيات و غيره مي‌داند. حكيمان ما با اعتقاد به اينكه شفا به دست خداست و كار آنها تهية وسيله و مقدمه براي تحقق ارادة الهي است سر نسخه‌هاي خود را با عنوان «هوالشافي» آغاز مي‌كردند و در هر حال خودشان را در مقام بندگي نيازمند عنايت پروردگار مي‌دانستند كه اين خود مقام والايي است.

دکتر محمد مهدی اصفهانی
استاد دانشكدة طبّ سنتي
ماهنامه موعود شماره 110

پي‌نوشت‌ها:

1. W.H.O.(2202) -Traditional Medicine Strategy 2002 - 2005.
2. Natutal Medicine.
3. صدوق، كتاب اعتقادات، باب چهل و سوم.
4. Islamie Medicine.
5. الحيا‌ة، ج 1.
6. مفهوم و ويژگي‌هاي طبّ اسلامي، 1387، اوّلين همايش كشوري ميراث پزشكي اسلام و ايران، از نويسندة همين مقاله، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي.
7. Biopsyehosocial.
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2019 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.