spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
انتظارات امام زمان(ع) از ما چاپ پست الكترونيكي
۱۰ فروردين ۱۳۸۹
 معمولاً وقتي كه ما به امام زمان(ع) متوسل مي‌شويم، با پيش‌زمينه‌اي از درخواست‌ها، حوائج و به بيان بهتر مطالباتي كه داريم، خدمت ايشان مي‌رسيم. امّا شايد كمتر به اين موضوع توجّه كرده‌ايم كه ائمه از ما چه انتظاري دارند و به طور خاص در عصر حاضر كه عصر امامت امام عصر(ع) است، آن حضرت از ما چه انتظاري دارند و از ما مي‌خواهند چگونه باشيم و چگونه زندگي كنيم؟
 
 
 
مصاحبه با حجّت الاسلام و المسلمين ماندگاري

اشاره:

حجت الاسلام و المسلمين ماندگاري از مبلّغان موفق كشور و مسئول مؤسسة تفحص سيرة شهدا در شهر مقدس قم هستند. تاكنون مباحث فرهنگي و تربيتي مختلفي از سوي ايشان در صدا و سيما و مراكز آموزشي به ويژه با رويكرد به جوانان ارائه گرديده است. تجارب ايشان در حوزة تعليم و تربيت و مشاوره، موجب بود تا دربارة «انتظارات امام زمان(ع) از ما» و نحوة آماده‌سازي جامعه براي مهيّا شدن ظهور مقدس به گفت‌وگويي صميمانه بنشينيم كه حاصل آن را هم‌زمان با نهم ربيع الاوّل سالروز آغاز امامت آن حضرت(ع) تقديم خوانندگان گرامي موعود مي‌كنيم.

  • معمولاً وقتي كه ما به امام زمان(ع) متوسل مي‌شويم، با پيش‌زمينه‌اي از درخواست‌ها، حوائج و به بيان بهتر مطالباتي كه داريم، خدمت ايشان مي‌رسيم. امّا شايد كمتر به اين موضوع توجّه كرده‌ايم كه ائمه از ما چه انتظاري دارند و به طور خاص در عصر حاضر كه عصر امامت امام عصر(ع) است، آن حضرت از ما چه انتظاري دارند و از ما مي‌خواهند چگونه باشيم و چگونه زندگي كنيم؟ لطفاً ديدگاهتان را مطرح كنيد؟

خداوند تعداد زيادي از وجودهاي نازنين نظير انبياي الهي و به ويژه وجود نازنين پيامبر خاتم(ص) و يازده وصيّ آن حضرت را به بشريّت هديه كرد، امّا بشريت به علّت نداشتن لياقت و توفيق نه تنها از آنها استفاده نكرد، بلكه آنها را مانع خود ديد و از سر راه خود برداشت همين آية قرآن مي‌گويد كه:: «بقيّـة الله خيرٌ لكم إن كنتم مؤمنين» [يعني] ما اسباب هدايت شما را امامت قرار داديم و شما هم بايد خود مواظب آن باشيد، لذا عامل آمدن يا نيامدن ايشان ما هستيم. حتّي گاهي اوقات همين علل و بروز حادثة عاشورا به صورت ضعيف‌ترش باعث تأخير ظهور مي‌شود.

طبق همان تعبيري كه شما گفتيد، ارتباط ما با امام يك ارتباط دو سويه است و بايد خود را طوري تربيت كنيم كه به درد امام زمان(ع) بخوريم و زمينه‌هاي تعجيل فرج آن وجود نوراني را آماده كنيم و اين ممكن نيست، مگر اينكه ما فقط امام را براي خودمان نخواهيم بلكه بايد خودمان را براي امام بخواهيم. اين را يك بچّة كوچك كه پدرش به مسافرت رفته است، هم مي‌داند. بچه به پدرش مي‌گويد: اگر براي من عروسك خريده‌اي بيا، اگر نخريده‌اي نيا؛ ولي ديگران مي‌گويند: بيا كه ما خاطرت را مي‌خواهيم و مي‌خواهيم به شما خدمت كنيم. بعضي‌ها به وجود امام زمان مي‌گويند، اگر قرار است براي ما خانه، پول و شغل و خلاصه سوغات بياوري بيا، وگرنه، نيا. نمي‌گويند آقا بيا تا ما زيباترين فرصت را براي بذل نعمت جانمان در مسير امامت شما داشته باشيم.

من از آيه‌اي كه دربارة غدير است: «اليوم اكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي؛ امروز دينتان را برايتان كامل كردم و نعمتم را بر شما كامل نمودم»، برداشتم مي‌‌كنم كه نعمت‌ها دو گونه است: 1. فقط نعمت هستند، 2. هم خود نعمت هستند هم كليد استفاده از ديگر نعمت‌ها هستند؛ مثل نور. نور كه خانه را روشن مي‌كند، هم خودش نعمت است و هم باعث مي‌شود در پرتو روشنايي‌اش نعمت‌هاي ديگر را ببينيم.

در واقعة غدير هم كه خداوند مي‌فرمايد: نعمتم را بر شما تمام نمودم، شايد معناي اين آيه نيز بر طبق آنچه در تفاسير آمده، اين باشد كه وجود نازنين «وليّ خدا» وسيلة استفاده از نعمت‌هاي ديگر است. شايد مقصود امام رضا(ع) در حديث شريف سلسلـ[ الذهب: «كلمـ[ لا إله إلّا الله حصني فمن دخل حصني أمن من عذابي بشرطها و أنا من شروطها»؛ اين باشد كه شرط رسيدن به توحيد، عبوديت و بندگي ولايت [وليّ خدا] است. شايد معناي آية «لتسئلنّ يومئذٍ عن النعيم» همين باشد كه تنها سؤالي كه دربارة هر نعمت در روز قيامت مي‌شود، اين است كه آيا به كمك و هدايت نعمت‌ ولايت از نعمت‌هاي ديگري كه خداوند به تو داده، در مسير بندگي خدا استفاده كرده‌اي يا نه؟

پس تمام نياز ما به وجود نازنين امام زمان(ع) اين است كه تا امام نداشته باشيم، از بندگي و از استفاده از نعمت در راه بندگي خبري نيست. چون زماني كه با امام سراغ يك نعمتي مي‌رويم، به من مي‌گويد مبدأ اين نعمت خداست، مقصد اين نعمت خداست و مسير هم تكليف است، سه بركتي كه به بركت امامت و ولايت در هر نعمتي پيدا مي‌شود.

ما بايد بفهميم بيش از آنكه نيازهاي مادّي و دنيوي ما را به سوي امام مي‌كشاند نياز حقيقت و حقيقت بندگي و حقيقت زندگي و وجودمان ما را به سوي امام مي‌كشاند. اگر اين وجود با نور امامت و ولايت هدايت نشود، اصل وجودش در مسير شر خواهد بود. مثالي مي‌زنند كه ثروت، قدرت، شهرت و... جمال نعمت‌اند، ولي آمار سوءاستفاده كنندگان از اين نعمت‌ها خيلي بيشتر از آمار درست استفاده كنندگان از اين نعمت‌هاست. يعني با همين نعمت‌ها خود را به نقمت انداخته‌اند. براي اينكه بدون امام هستند.

مردم دوران قبل از بعثت هم منتظر ظهور پيامبر بودند. مردمي كه 25 سال غيبت اميرمؤمنان(ع) را شاهد بودند هم منتظر ظهور اميرمؤمنان(ع) بودند، مردمي كه در زمان حكومت ده سالة امام حسن(ع) و امام حسين(ع) هم بودند، منتظر ظهور امام حسين(ع) بودند. حتّي كساني كه در زمان خفقان دوران پهلوي زندگي مي‌كردند، منتظر ظهور انقلاب اسلامي بودند، امّا منتظران اين چهار ظهور كه اشاره شد دو دسته شدند، 1. منتظران همراه بعد از ظهور؛ 2. منتظران غيرهمراه و حتّي مخالف با هدف ظهور. وقتي طبق خطبة سوم «نهج البلاغه» مي‌بينيم را كه امام علي(ع) مي‌فرمايند: «ترسيدم حسن و حسين(ع) زير دست و پا له شوند.» در حقيقت نشان مي‌دهد جامعة آن روز منتظران جدّي امام علي(ع) بودند، امّا بر اساس حقيقت امامت به دنبال امام نبودند، بلكه براساس منافع از دست رفتة خودشان به دنبال او بودند، و زماني كه ديدند اميرمؤمنان(ع) آن منافع را بر اساس تفسير آنها دنبال نكردند، مقابل ايشان ايستادند، گروهي قاسطين، گروهي مارقين و گروهي ناكثين شدند «و قليلٌ ممن وفا لرعايـ[ الحقّ فيهم» يك عدّة كمي باقي ماندند كه منتظران واقعي بودند.

  • اگر بخواهيم علمي‌تر بيان كنيم، امام زمان(ع) چه حقوقي بر گردن ما دارند، كه بايد آنها را رعايت كنيم و  اگر بخواهيم به فلاح و رستگاري كه در انتهاي دعاي ندبه مي‌خوانيم برسيم شرطش چيست؟

 آمدن حضرت، سه مرحله دارد كه به بيان شهيد مطهري هر انقلابي اين سه مرحله را دارد: 1. ظهور، 2. قيام و جهاد، 3. حكومت. حضرت از ما توقّع دارند كه پذيرندة ظهور باشيم، رزمندة قيام باشيم و فرماندة حكومت. هر كدام از اينها را بايد ريز كنيم و در هر سه مورد حضور داشته باشيم؛ چون اين اندك سربازهايي كه با بسترسازي انقلاب اسلامي و تلاش امام خميني(ره) به وجود آمدند، بايد زمينة پذيرش ظهور امام زمان(ع) را در دنيا فراهم كنند. قطعاً اين افراد نه تنها خودشان بايد پذيرنده باشند، بلكه بايد ديگران را نيز پذيرنده كنند، چون هر انقلابي اگر پذيرش نداشته باشد، محقّق نمي‌شود. زماني كه امام زمان(ع) قيام مي‌كنند، دشمناني دارند كه مخالف جدّي اين حكومت هستند و لذا قطعاً ما آن زمان جنگ جدّي و جهاني را خواهيم داشت كه روايات ما مي‌گويند هشت ماه به طول مي‌انجامد (مقداري كمتر يا بيشتر)؛ اين وجود نازنين در آن جنگ، نيازمند رزمنده است.

حكومت حضرت نيز نيازمند فرمانده است، براي مثال مي‌گويم در حكومت جمهوري اسلامي كه يك كشور متوسط است، هر رئيس جمهور حدود 30 هزار مدير نياز دارد، اگر ما جهان را حدوداً شامل 200 كشور بدانيم، امام زمان(ع) چيزي حدود شش ميليون مدير ارشد براي حكومت كردن بر جهان مي‌خواهند و قرار نيست كه اين افراد از ملائكة آسمان باشند و حكومت حضرت را مديريت كنند. اينها اصلي‌ترين، ملموس‌ترين، واضح‌ترين و منطقي‌ترين انتظارات حضرت است.

در ارتباط با پذيرش ظهور هم، ما در منابع آيات و روايات و مطالبي كه بزرگان فرموده‌اند داريم كه وقتي ظهور حضرت محقق مي‌شود كه يك پذيرش جهاني صورت پذيرد. اين پذيرش دو عنصر مهم دارد:

مردم از وضع موجود، خسته (خسته به معناي اينكه ديگر براي ما قابل تحمّل نباشد) نسبت به وضع مطلوب تشنه شوند.
امام زمان(ع) از ما انتظار دارند، كه نقص‌هاي بي‌امامي [بدون ظهور امام] را به مردم بگوييم.
شما بايد نقص غيبت را بفهميد، اختلاف فتواها، علّت گرفتاري‌هايي كه بر اساس اختلاف فتواها به وجود مي‌آيد، چيست؟ همة اينها مربوط به نقص نداشتن امام معصوم(ع) است. مردم بايد اين فشارها را بدانند. نقص‌هاي نبود امام زمان(ع) در كلّ فضاي زندگي بشر غيرقابل احصا است.

  •  لطفاً دلايل نياز بشر به ظهور امام زمان(ع) را برشمريد يا به عبارت بهتر نقايص دنياي بشري را بدون ظهور امام بيان كنيد.

    بالاترين كلمه‌اي كه مي‌توانم بگويم اين است كه تا امام نداشته باشيم، پنج چيز محقّق نخواهد شد:
1. تا امام(ع) نيايد، چشم مردم به آخرت باز نخواهد شد، و لذا تا زماني كه مردم بي‌امام‌اند عقلشان در زندان دنياي ظاهر و ماديات محبوس است. لذا از آمدن امام به وسيله‌اي براي تحقّق و ظهور عقل بشريت و باز شدن چشم بشر به آخرت تعبير مي‌كنند. الآن شما مي‌بينيد كه مي‌گويند چه كسي زرنگ‌تر است؟ كسي كه دنيايش را آباد كند؛ يا مي‌گويند: چه كسي موفق‌تر است؟ كسي كه در دنيايش موفق است. هيچ كس آخرت را در محاسباتش نمي‌آورد و اين بالاترين نقص عصر غيبت است و نقطة مقابلش نور مي‌شود و ويژگي نوراني عصر ظهور اين است كه هر كاري كه مردم مي‌خواهند بكنند، تصوير آخرتي‌اش را در نظر مي‌گيرند. اگر تصوير آخرتي‌اش ارزش داشت، همة سختي‌هايش را مي‌طلبند، اگر ارزش نداشت، همة شيريني‌هايش را رها مي‌كنند.

2. دومين نقص زمان غيبت اين است كه هيچ چيزي سر جاي خودش قرار نگرفته است؛ جايگاه‌ها گم شده‌اند، انسان‌ در جايگاه خودش كه بايد خليفـة الهي باشد، نيست، پدر در جايگاه خودش نيست، مادر در جايگاه خودش نيست و اينها نقص هستند. امّا زماني كه امام بيايد چون وجود ايشان معمار است، هر شيئي را با توجّه به عنصر عدالت، عصمت و مأموريتي كه از سوي حق تعالي دارد، در جايگاه خودش قرار مي‌دهد.

در معناي ولايت مي‌گوييم ولايت يعني معمار يعني زعيم. يك ساختمان بدون معمار كوهي از مصالح است. مسلمان، بدون امام هم كوهي از مصالح را دور خودش جمع مي‌كند، نماز و روزه را انبار مي‌كند، ولي بايد بداند كه نماز و روزه‌اش در جايگاه خودش نيست. به عنوان مثال اگر نماز جمعة مسجد الحرام در جايگاه خودش باشد، نبايد فلسطيني‌ها اذيت شوند، امروز اگر مسلمانان در جايگاه خودشان باشند، نبايد شيعيان يمن، افغانستان، لبنان و عراق در اين وضعيت باشند. اين نقصِ عصر غيبت است. همه در حال تلاش هستند ولي عناصر در جايگاه خودشان نيستند.

3. نكتة سومي كه براي بشريتِ بدون امام، خستگي مي‌آورد، اين است كه بشر بايد زندگي كند، ولي هدفش خيلي كوچك است، به قول آية 38 سورة توبه «يا أيّها الّذين آمنوا ما لكم إذا قيل لكم انفروا في سبيل الله اثّاقلتم إلي الأرض أرضيتم بالحياة الدّنيا من الآخرة فما متاع الحياة الدّنيا في الآخرة إلّا قليلٌ؛ اي كساني كه ايمان آورده‏ايد شما را چه شده است كه چون به شما گفته مي‏شود در راه خدا بسيج‏ شويد كندي به خرج مي‏دهيد آيا به جاي آخرت به زندگي دنيا دل خوش كرده‏ايد؛ متاع زندگي دنيا در برابر آخرت جز اندكي نيست». زماني كه حضرت بيايند هدف‌ها عالي مي‌شوند.

قبل از اجراي هر پروژة بزرگي معمولاً يك ماكت درست مي‌كنند. ماكت پروژة جهاني امام زمان(ع) كجاست؟ من حس مي‌كنم خداوند به ما توفيق داد تا يك ماكت از پروژة امام زمان(ع) را ببينيم و آن هشت سال دفاع مقدّس بود. خيلي از موارد شبيه دوران دفاع مقدّس است. در دوران دفاع مقدّس، اين ويژگي را احساس كردم كه بچّه‌ها براي هدف‌گذاري در كلان زندگي و تك تك اعمالشان هم، دنبال چيزي جز جاودانگي نبودند. علّت خستگي دوران غيبت اين است كه اهداف آنقدر كوچك هستند، كه انسان‌ها زود به آن هدف‌ها مي‌رسند و تمام مي‌شوند و زندگي برايشان بي‌معنا مي‌شود. مثلاً منِ طلبه اگر در مسير طلبگي، خداي نكرده هدفم شهرت باشد، اگر به صدا و سيما رفتم و شهرت پيدا كردم ديگر نمي‌توانم كاري كنم؛ ولي در حكومت امام زمان(ع) هدف، جاودانگي مي‌شود و هدف بي‌نهايت است و اين، خستگي را از انسان دور مي‌كند. در حال حاضر، همه خسته هستند؛ به هر كسي كه بگويي چه كار مي‌كني؟ دوست دارد كارش زودتر تمام شود، ولي زماني كه به شهدا مي‌رسيم وقتي از آنها مي‌پرسند كه آيا دوست داريد به دنيا باز گرديد؟ مي‌گويند بله. شهدا تنها گروهي هستند كه دوست دارند به دنيا بازگردند. چرا؟ براي اينكه بار ديگر براي دين و امام زمان(ع) فدا شوند و مزّة جاودانگي را دوباره بچشند.

4. به نظر مي‌رسد، وقتي انسان امام ندارد، روابطش با ديگران ظلماني است، همة روابط بر اساس منافع است، حتّي رابطه با پدر و مادر. الآن پدر و مادر مي‌گويند ما تمام تلاشمان را مي‌كنيم تا بچّه‌هايمان عصاي پيري ما بشوند. پس فقط دنبال منافع خودشان هستند. روابط، ظلماني است، فقط در حكومت امام است كه روابط نوراني مي‌شوند، نگاه به چهرة پدر لحظة استجابت دعا مي‌شود؛ خواندن خطبة عقد و زناشويي، لحظة استجابت دعا مي‌شود؛ نگاه به آب و طبيعت عبادت مي‌شود و اينها در پرتو امام شكل مي‌گيرد.

5. آخرين نكته‌اي كه در تشنگي و خستگي، مؤثّر است، اين است كه انسان وقتي در يك مجموعه‌اي وارد شود و نداند كه شرح وظايفش چيست، خسته مي‌شود، ولي وقتي كه انسان‌ها شرح وظايف خودشان را بدانند، مي‌بينند كه همه چيز در مسير خود و در جاي خودش است. در حكومتِ بدون امام، همه سرگردانند، شرح وظايفشان را نمي‌دانند، حقوقشان را هم نمي‌دانند.

ما اگر اين پنج عنصر را خوب تحليل كنيم، هم خستگي معلوم مي‌شود و هم تشنگي. در يك جمله خلاصه مي‌كنم: بسترساز عطش نسبت به امام و نقطة مقابلش خستگي از وضع موجود، درك اين پنج نياز است.

  • اينجا شبهه‌اي مطرح است كه دربارة شرايط قبل از ظهور امام زمان(ع) به ما گفته‌اند: يكي اينكه دنيا پر از ظلم و جور مي‌شود و امام زمان(ع) ظهور مي‌فرمايند. اين مسئله با توجه به انتظارات حضرت چگونه قابل جمع است؟
 
ما در جواب مي‌گوييم، خُب اگر اين روايات را داريد، كه درست هم است، در كنارش روايات ديگر نيز وجود دارد كه ما بايد مقدّماتي را براي ظهور حضرت آماده كنيم. ما مي‌گوييم اگرچه قبل از ظهور امام زمان(ع)، پردة عالم يك پردة سياه است. امّا بايد موجودات نوراني به صورت پراكنده در اين عالم پخش بشوند كه بستر را براي ظهور حضرت فراهم بكنند و وقتي كه حضرت مي‌آيند و فرياد مي‌زنند، اين نقاط جمع شوند و يك كانون نوري را درست كنند كه كمك حضرت باشند و بتوانند عدل و داد را در عالم منتشر كنند. ضمن اينكه ظلم دو معنا دارد: يكي جفا كردن و ديگري كوتاهي كردن و حق را ادا نكردن. با وجود اينكه امروز جمهوري اسلامي به عنوان نظام بستر‌ساز ظهور ـ ان‌شاءالله ـ مطرح است، همة خوبان معتقدند كه هنوز حقّ اسلام ادا نشده است و اين معنايي از ظلم است و انسان بايد از اين ظلم و از اين نقص خسته بشود و تشنة آمدن امام زمان بشود.

 
  • علاوه بر روشنگري و راهنمايي، براي رسيدن به زمان ظهور به چه عواملي نياز داريم؟
 
دوم، براي جنگ و جهاد، حضرت نيازمند رزمنده هستند. مقام رزمندگي خيلي سخت‌تر از مقام پذيرندگي است. هجده‌هزار نفر پذيرندة قيام امام حسين(ع) شدند، ولي فقط چند درصد رزمندة امام حسين(ع) شدند، چون رزمندگي دو عنصر جدّي مي‌خواهد: 1. آمادگي، 2. قطع وابستگي.

آمادگي اعم از، آمادگي فكري در برابر حملة شبهات، آمادگي فكري در مقابل تهديدهاي جسمي در مقابل حملات نظامي اقتصادي. اين خودش يك باب گسترده‌اي است، امّا فكر مي‌كنم منتظران امام زمان(ع) بدانند كه براي رسيدن به نقطة ظهور و آمدن حضرت بايد ما رزمنده لازم را داشته باشيم و براي 8 سال دفاع مقدّس، اين رزمنده‌هايي كه داشتيم در برخي از مقاطع احساس مي‌كرديم حضور كمرنگ جلوه مي‌كند. اگر حضرت قرار است، جنگ جهاني داشته باشند، چه رزمندگاني بايد داشته باشند با اين حملاتي كه الآن در مباحث فكري و شبهات دارند انجام مي‌دهند، قطعاً، اوج آمادگي جسمي، فكري، قلبي و روحي را ما نياز داريم و اين آمادگي طبيعتاً يك فرآيندي مي‌خواهد.

امروز در عصر پيش از ظهور امام زمان(ع) بعضي از رزمنده‌هاي عرصة علمي در پاسخ‌گويي به شبهات در برابر بعضي از تهديدهاي ابن زيادهاي زمان ـ آمريكا و اسرائيل ـ كم آورده‌اند و جا زده‌اند. مجوعه‌ها، اشخاص و هر كسي كه دلش براي امام زمان(ع) مي‌تپد بايد هم خودش را در اين سه جهت آماده كند و هم ديگران را به اين آمادگي‌ها دعوت كند.

دومين عنصري كه رزمنده احتياج دارد «عدم وابستگي» است ما در قصة كربلا مي‌بينم كه مادر  وهب يك جوان نصراني كه مسلمان شد وقتي وهب آمد از همسرش خداحافظي كند، همسرش يك كلمه به صورت عاطفي به او گفت: آيا مي‌خواهي من تازه عروس را در اين بيابان رها كني؟ مادر جلو آمد و گفت: شيرم را حلالت نمي‌كنم اگر پسر فاطمه را تنها بگذاري و وقتي سر اين بچه را در بغلش انداختند، سر بريدة فرزندش را گرفت و گفت: حالا شيرم را حلات مي‌كنم. اين اوج عدم وابستگي مادر به فرزند است كه نگذارد فرزندش در مسير كمال متوقف شود و اين نيازمند اين مرحله است.

من يك روزي در ايام نيمة شعبان در حرم امام رضا(ع) مي‌گفتم: مردم مواظب باشيد كه محبت‌هاي حلالمان ما را از امام جدا نكند. محبّت به مال و دنيا، زن و فرزند، محبّت‌هاي حلال و سفارش شده‌اي است. امّا مواظب باشيم اين اگر از حدّ خودش فراتر برود، قطعاً ما را از امام زمان(ع) جدا مي‌كند. وجودهاي نازنيني در دوران دفاع مقدّس داشتيم كه اشك چشم فرزندش مانعش نشد، اشك چشم همسرش مانع نشد، گريه‌هاي مادرش مانع نشد، ناله‌هاي خواهر و برادرش مانع نشد، پدري بود كه فرزندش را هل داد و گفت برو با دل پدر خويش بازي نكن. اين روحيه‌هاي به اين قشنگي، مادر سه شهيد، پنج شهيد، هفت شهيد. مثلاً مانند همسر زهير كه زهير گفت: اگر من با حسين فاطمه باشم تكليف شما چه مي‌شود؟ همسر زهير خيلي قشنگ جواب داد: هر كاري زينب كرد ما هم همان كار را مي‌كنيم. اين روحيه به اين بالايي و قشنگي.

سومين بخش انتظارات حضرت اين است كه ما خودمان را براي حكومت حضرت آماده كنيم، طبيعتاً اگر كسي بخواهد فرمانده و مدير حكومت امام زمان(ع) بشود، بايد 3 ويژگي را در خود تقويت كند: 1. تخصص لازم: قطعاً امام زمان(ع) براي ادارة يك كشور يك ميليارد و 300 ميليوني چين نيازمند متخصص شيعه است كه متناسب آن سرزمين و آن زمان و مكان و آن موقعيت باشد. منتظر واقعي كسي است كه در رشتة تحصيلي‌اش متوقف نشود و تا مرز هيئت علمي پيش برود كه هم خودش به نقطة اوج برسد و هم بتواند ديگران را به نقطة اوج برساند.

2. متعهد باشند؛ يعني ديانتشان ديانت كاملي باشد كه از همة امور با اشراف ديانت استفاده بكنند.
3. شجاعت و كارآمدي، يعني در كنار تخصص و تعهد، كارآمدي و شجاعت لازم را داشته باشند.

  • سؤالي كه در ادامة مبحث اوّل شما دربارة شناخت نواقص پيش مي‌آيد اين است كه امّا هنوز بسياري فريفته و شيفتة اين زندگي مدرن هستند و حاضرند همة هستي‌شان را بدهند و به مهد آن زندگي برسند چون در واقع آن را خوب مي‌بينند. در اين شرايط بايد چه كنيم؟
 
خيلي نكتة قابل تأملي است كه شما اشاره كرديد. تنها چيزي كه به ذهنم مي‌رسد اين است كه هر چند هم ذائقة زيبايي شناسي عوض شود، فطرت انسان چون فطرت الهي است بر اساس آن حقيقت زيبايي‌هاي حقيقي حركت مي‌كند و راهكار قرآني است. «و اذا ركبوا في الفلك دعوا الله مخلصين له الدين» تنها راه متوجه كردن اين بشر و اين افراد تلنگر زدن به فطرت است.

  •  حال، پرسش این است که در واقع بستر سازی و زمینه سازی مردم شامل چه حوزه هایی می شود و چه مخاطبانی را در بر می گیرد؟ آیا نهایتاً ما موظف هستیم که جامعه اسلامی خود را آماده کنیم؟ و بستر و قلمرو وظایف منتظران کجاست؟
 
ما بايد 4 گام تا ظهور برداریم:
1. گامی در حوزة قلمرو فردی؛ قطعاً هر کدام از ما باید خودمان را فردی بسازیم که به درد امام زمان(ع) بخوریم. در روايات مختلف ديدم که اصلاً کسی که به درد امام زمان(ع) نخورد آن موجود شر و بی فایده است. تمام تلاش این است که ما بتوانیم به درد امام زمان(ع) بخوریم. در داستان امام صادق(ع) و ابومسلم خراسانی داریم که زمانی که ابومسلم برای امام نامه نوشت، امام به او گفت: «تو آدم ما نیستی و زمان هم زمان ما نیست». پس تمام تلاش ما باید برای این باشد که ما آدم امام زمان(ع) باشیم و خودمان را برای مأموریت های سخت امام آماده کنیم، زمانی مقام معظّم رهبری اشاره خیلی قشنگی داشتند که از تمام یاران امام علی(ع) در جنگ صفین عمّار خیلی برای حضرت کار کردند. لذا مشخص می شود که عمّار آمادگی بسیاری کسب کرده بود و خودش را به آب و آتش می زد تا پاسخ گوی دردها باشد و به درد امام زمانش بخورد.

2. قلمرو خانوادگی؛ ما باید خانواده های مهدوی بسازیم. طبیعتاً انتخاب همسر مهدوی، ازدواج مهدوی، تربیت مهدوی مهم است. حتماً شنیده‌اید (البته من خود هم از یکی از کارشناسان شنیده‌ام) که در کانادا ظاهراً بالاترین مقام سیاسی نخست وزیر است. در این کشور یک دبستان وجود دارد که در حدود 60 تا 70 سال است که تمام نخست وزیرانشان محصول این دبستان هستند. خیلی عجیب است آن هم در مقطع دبستان، البته بعداً رفتم در مورد این دبستان تحقیق کردم دیدم که برای دانش آموزان از مقطع دبستان برنامه ریزی دارند و از زمان ازدواج پدر و مادرشان کسب آمادگی می کنند. قبل از اینکه شاهزادگان و اشرافشان ازدواج کنند به آنها می‌گویند که با چه کسی ازدواج کنند، چگونه فرزنددار شوند و وقتی چهار و نیم ماهه شدند جواب پذیرش را می دهند که آیا این مدرسه آنها را می پذیرد یا نه؟ بعد می‌گویند در دوران شیرخوارگی و طفولیتشان چه کار باید بکنند؟ این همه برنامه‌ریزی و سخت‌گیری می کنند برای اینکه از این چند صد تا دانش آموز هر چند سال یک بار یک نخست وزیر بیرون بیاید. من به خیلی از دوستانم می‌گویم ما هم باید برای ایجاد سربازان امام زمان(ع) تلاش خود را بکنیم، این افراد برای مقامات دنیایشان تا این اندازه تلاش می‌کنند.

3. سومین مطلب هم تربیت اجتماعی است. اینکه در زمان امام زمان(ع) امنیّت، حمایت و هدایت در سطح جامعه مطرح می‌شود، باید ما در سطح اجتماع هم تلاش کنیم، ویژگی‌هایی را که اجتماع مهدوی دارد، باید آرام آرام در جامعة خود فراهم کنیم.

4. چهارمین مطلب هم مربوط به سطح جهانی می‌شود. ما باید با همین تکنولوژی و ارتباطاتی که ایجاد شده است، در سطح جهاني آمادگي‌هاي لازم را فراهم كنيم. من می‌توانم در خانه‌ام هم که نشسته‌ام فرهنگ مهدوی را به آن سوی دنیا هم برسانم. امروز جوانان آزادی‌خواه با فطرت‌های پاک در آفریقا، اروپا، آمریکا، آسیا و سرتاسر دنیای امروز الحمدالله با این روشنگری‌ها تشنة آمدن وجود نازنین امام زمان(ع) هستند.

با تشكر از اينكه در اين گفت‌وگو شركت كرديد.


ماهنامه موعود شمارخ 108
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.