spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
قدرت نهفته در پشت پرده سينما چاپ پست الكترونيكي
۱۸ بهمن ۱۳۸۸
 تمامي استوديوهاي فيلم سازي بزرگ‌هاليوود بازوي يکي از شرکت‌هاي تجاري بزرگ در آمريکا هستند. اين شرکت‌ها بر اساس منافع تجاري خود چند و چون ساخت فيلم‌ها را تعيين مي‌کنند. به اين ترتيب، عمده فيلم‌هاي توليد شده در‌هاليوود، به نوعي بازتاب دهنده منافع اقتصادي و سياسي پنهان اين شرکت‌هاي تجاري بزرگ هستند.


چکيده:

تمامي استوديوهاي فيلم سازي بزرگ‌هاليوود بازوي يکي از شرکت‌هاي تجاري بزرگ در آمريکا هستند. اين شرکت‌ها بر اساس منافع تجاري خود چند و چون ساخت فيلم‌ها را تعيين مي‌کنند. به اين ترتيب، عمده فيلم‌هاي توليد شده در‌هاليوود، به نوعي بازتاب دهنده منافع اقتصادي و سياسي پنهان اين شرکت‌هاي تجاري بزرگ هستند.

فيلم حماسي باز لورمن با عنوان «استراليا»، مورد انتقادهاي بسياري قرار گرفته است که بيشترين اين هياهو‌ها از سوي جرمين گرير و با اين استدلال صورت گرفته است که اين فيلم در پي تطهير تاريخ استعماري اين کشور است. در عين حال، اين فيلم در خدمت اين هدف نيز بوده است تا از استراليا چهره‌اي را ارائه دهد که گويي بهترين جا براي گذراندن تعطيلات است. ـ اکران اين فيلم همزمان بود با پوشش گسترده اعلام نمايش آن در بخش سير و سفر روزنامه‌ها و راه‌اندازي يک برنامه تبليغي گشاده دستانه از سوي اداره گردشگري استراليا. اين نوع بازاريابي را نمي‌توان چندان جديد دانست ـ در سراسر تاريخ سينما مشاهده مي‌شود که فيلم‌ها در خدمت اهداف سياسي و اجتماعي خاصي بوده‌اند. اما به منظور درک نفوذي که امروزه بر‌هاليوود جريان دارد، طرح اين سؤال به شکل دقيق تر، هنور ارزش‌ دارد که چه چيزي کمپاني «فاکس قرن بيستم» را تشويق به توليد اين قبيل محصولات کرده است؟ پاسخ اين سؤال هنگامي روشن‌تر مي‌شود که بدانيم، شرکت مادر اين استوديو، «نيوز کورپوريشن» است که متعلق به روبرت مورداک است و در سراسر مراحل توليد اين فيلم دست در دست دولت استراليا داشته است. قرار و مدارهاي گذاشته شده بين دو طرف، به خوبي نتيجه داده است: دولت از افزايش تعداد جهانگردان بهره مند مي‌شود و در عوض، مورداک نيزاز ده‌ها ميليون دلار تخفيف مالياتي برخوردار مي‌گردد.

اين تنها يک نمونه از اين واقعيت است که چگونه محتواي فيلم‌هاي‌هاليوودي نه فقط بر اساس تقاضاي بازار و «خلاقيت‌هاي» استوديوهاي سازنده آنها، بلکه از سوي کساني که در مراحل بالاتر اين زنجيره اقتصادي قرار دارند، تعيين مي‌شود. بد نيست بدانيد که «هاليوود ريپورتر»، در فهرست افراد قدرتمند سينماي خود، روبرت مورداک را درصدر اين فهرست مي‌نشاند. استيون اسپيلبرگ که داراي رتبه سوم اين فهرست است، تنها کارگرداني است که در ميان ده نفر نخست فهرست جاي دارد.

ساختار اقتصادي صنعت فيلم‌سازي، حول استوديوهاي مسلط ‌هاليوودي شکل گرفته است که هر يک از آنها يکي از مؤسسات فرعي يک مؤسسه بسيار بزرگ‌تر محسوب مي‌شوند. از اين رو نبايد هر استوديو را يک حرفه جدا يا مستقل دانست، بلکه بايد آنها را فقط يکي از منابع بسيار بزرگ درآمد در امپراتوري مالي گسترده‌تر که همان شرکت مادر باشد به حساب آورد. به اين ترتيب، درست مثل فاکس قرن بيستم که در تملک نيوز کورپوريشن قرار دارد، پارامونت يکي از مؤسسات فرعي «واياکام» است که خود آميزه‌اي است از رسانه‌هاي مختلف. «يونيورسال» در تملک «جنرال الکتريک/ ويوندي» است، «ديزني» در تملک «والت ديزني کورپوريشن» و غيره. اين شرکت‌هاي مادر، مؤسساتي کلان هستند و گاهي اوقات منافع مالي آنها پيوند نزديکي با حوزه‌هايي که داراي ابعاد سياسي هستند، نظير صنايع مهمات سازي دارد. به علاوه، گاه آنها به دولت‌ها که از قدرت قانون گذاري به نفع آنها و اعطاي تخفيف‌هاي مالياتي برخوردارند نيز وابستگي‌هايي دارند.

نمي گوييم که محتواي فيلم‌هاي يک استوديو تماماً بر اساس منافع سياسي و اقتصادي شرکت مادر آن تعيين مي‌شود. رؤساي استوديوها نوعاً در توليد فيلم‌هاي خود از آزادي عمل قابل توجهي برخوردارند، بي‌آنکه هيچ گونه مداخله
 
 مستقيمي در کار آنها صورت بگيرد. اما درک اين نکته بسيار حائز اهميت است که چگونه و چرا استوديوهاي‌هاليوودي با منافع اين شرکت‌ها پيوندي گسترده‌تر مي‌يابند. در بهترين وضعيت، چنين منافعي شکل دهنده نوعي فرهنگ محافظه کارانه در فيلم سازي است. در بدترين وضعيت، بي‌شک چگونگي رعايت و حفظ منافع خاص شرکت‌هاي مادر در فيلم‌هايي خاص را بايد ناشناخته دانست.

مثلاً در سال 1969 «هاسکل واکسلر» ـ سازنده فيلم «پرواز بر فراز آشيانه فاخته» ـ در اکران اثر کلاسيک خود Medium Cool که در آن به اعتراضات ضد جنگ در گرد هم آيي انتخاباتي دمکرات‌ها در سال قبل از آن پرداخته بود، با مشکلات زيادي مواجه شد. طبق گفته واکسلر، مدارکي که در چهارچوب «قانون آزادي اطلاعات» به دست او رسيده بود، فاش مي‌کردند که در شب افتتاحيه فيلم، شهردار شيکاگو و افراد ديگري در حزب دمکرات به «گلف‌اند وسترن» (که در آن زمان شرکت مادر پارامونت محسوب مي‌شد) اطلاع داده بودند که در صورت به اکران درآمدن اين فيلم، از اعطاي مزاياي مالياتي و برخي مزاياي ديگر به اين شرکت خودداري خواهد شد.

وکسلر در يک مصاحبه تلفني به ما گفت که رهبران کسب و کار‌هاليوود «يک جو وجدان ندارند». او براي ما توضيح داد که چگونه اين شرکت از روي احتياط اين توافق را انجام داد: «پارامونت با من تماس گرفت و گفت که من بايد تمام نماهاي مربوط به اعتراض کنندگان در پارک را از فيلم درآورم، کاري که البته غير ممکن بود.آنها گفتند، اگر مردم به تماشاي اين فيلم بروند، بعد از سالن سينما خارج شوند و اعمال خشونت آميزي از آنها سر بزند، آن موقع احتمال دارد مقامات پارامونت تحت پيگرد قانوني قرار گيرند.» اگر چه پارامونت مجبور به اکران فيلم شد و اين فيلم با موفقيت رتبه X را کسب کرد، تبليغات آن به طور ضعيف و ناقص انجام شد و وکسلر از ارائه آن به فستيوال‌ها منع شد. يک فيلم براي سودآوري، راه دشواري را در پيش رو دارد، اما بدون شک، حفظ منافع گسترده‌تر شرکت مادر، واجد اهميت بيشتري است.

در نمونه اخير، کمپاني والت ديزني تلاش کرد جلوي پخش فيلم «فارنهايت 11/9» ساخته پرفروش مايکل مور محصول شرکت «ميراماکس» را بگيرد. ميراماکس اصرار داشت که ديزني هيچ حقي ندارد که جلوي پخش فيلم را بگيرد،
 
 چرا که بودجه ساخت آن بسيار پايين‌تر از سطحي بوده که پخش فيلم را مستلزم تأييد ديزني کند. نمايندگان ديزني پاسخ دادند که اگر گمان رود که پخش يک فيلم با منافع شرکت در تضاد است،آنها مي‌توانند جلوي اکران هر يک از فيلم‌هاي توليدي ميراماکس را بگيرند. آري امانوئل کارگزار مايکل مور مدعي شد که رئيس ديزني مايکل آيزنر به او گفته است که مي‌خواهد نظر به نگراني‌هاي ابراز شده از سوي سياست مداران محافظه کار به ويژه در خصوص تخفيف‌هاي مالياتي که به اموال ديزني از جمله «والت ديزني ورلد» در فلوريدا داده مي‌شود، قرارداد توليد و پخش اين فيلم را فسخ کند (در آن زمان فرماندار فلوريدا برادر رئيس جمهور، جرج بوش بود). ديزني نقش بازي‌هاي سياسي در چنين رده‌هاي بالايي را تکذيب کرد و اين طور توضيح داد که نگران آن است که « پاي اين شرکت به نزاع‌هاي حزبي شديد کشيده شود» و اين موضوع باعث انزجار مشتريان اين شرکت شود. ديزني از يک سنت محافظه کاري قدرتمند برخوردار است: خود والت ديزني يک ضد کمونيست دو آتشه بود. (هر چند که برخي شايعات ديگر حاکي که از آن بودند که او يک فاشيست و خبرچين اف بي‌آي است، اما به راحتي نمي‌شد به اين شايعات دامن زد.) پشتيبانان شرکتي و دولتي به ديزني کمک کردند تا فيلم‌هايي بسازد که در آنها به تبليغ سياست «اتم در خدمت صلح» پرزيدنت آيزنهاور پرداخته مي‌شد. يک نمونه ديگر از اين قبيل فيلم‌ها، مستند نه چندان شناخته شده Duck and cover بود که به کودکان مدرسه‌اي مي‌گفت، آنها مي‌توانند با مخفي شدن در زير ميزهاي کلاس، از يک حمله اتمي جان سالم به در ببرند. حتي در حال حاضر نيز يکي از اعضاي ديرپاي هيئت مديره ديزني يعني جان‌اي برايسون، مدير شرکت «بوئينگ» نيز هست که يکي از بزرگ‌ترين پيمانکاران صنايع هوا فضا و دفاعي است. بوئينگ در سال 2002 و به دنبال حمله آمريکا به افغانستان، شانزده و شش دهم ميليارد دلار از قراردادهاي خود با پنتاگون به جيب زده است. برخي از فيلم‌هاي ديزني به نظر مي‌رسد که بنا به دلايل سياسي مورد عنايات خاصي قرار گرفته‌اند. زماني که ديزني فيلم «پرل‌هاربر» را اکران کرد ـ نمونه‌اي از يک فيلم با بودجه نجومي که احياي ناسيوناليسم آمريکايي و به دنبال آن «روز رسوايي» را گرامي مي‌دارد ـ چندان مورد توجه تماشاچيان قرار نگرفت و اعتناي زيادي به آن نشد. با اين وجود، ديزني به طرزي غير منتظره، در آگوست سال 2001 تصميم گرفت تا زمان پخش فيلم در سطح کشور را از حد استاندارد دو تا چهار ماه به هفت ماه افزايش دهد که معناي اين کار اين بود که اين فيلم پرفروش «تابستاني» تا دسامبر بر روي پرده خواهد بود. به علاوه ديزني تعداد سالن‌هاي سينمايي را که فيلم در آنها به نمايش در مي‌آمد، از صد و شانزده به هزار و سي و شش سالن افزايش داد. در حالي که چنين فيلم‌هايي به راحتي راه خود را به سمت سينماهاي چند سالني در جهان مي‌گشايند، فيلم‌هايي که از نظر سياسي چالش برانگيزتر هستند، در مضيقه مالي دست و پا مي‌زنند. فيلم «سالوادور» اليور استون (1986) بازنمايي تصويري جنگ داخلي السالوادور بود . روايت اين فيلم نسبت به چريک‌هاي چپگرا همدردي داشت و به روشني سياست خارجي ايالات متحده را به انتقاد مي‌گرفت و آمريکا را به حمايت از ارتش راست گراي السالوادور و جوخه‌هاي مرگ بدنام آن محکوم مي‌کرد. فيلم استون از سوي تمام استوديوهاي بزرگ‌هاليوودي رد شد و در نهايت نيز سرمايه‌گذاران انگليسي و مکزيکي بودجه ساخت آن را پرداختند. در نمونه‌اي جديدتر، مستند‌هاي جدل برانگيزي چون Loose Change که مدعي بود حادثه يازدهم سپتامبر يک «کار داخلي» است و Zeitgeist که تصويري هول‌انگيز از اقتصادهاي جهاني ارائه مي‌دهد، از طريق اينترنت توسط ميليون‌ها نفر تماشا شده‌اند، در حالي که رسانه‌هاي شرکتي کوچک‌ترين اشاره‌اي به آنها نکرده‌اند.

استوديوهاي يونيورسال از تعدادي فيلم حمايت به عمل آورده‌اند که از نظر اجتماعي و سياسي انتقادهايي در آنها وجود داشته است؛ از جمله «فرزندان مردان»، «کله کوزه اي» و «چوپان خوب». با اين حال، در مواقعي معلوم شده که منافع شرکت مادر اين استوديو يعني «جنرال الکتريک»، در تصميم سازي در مورد اين فيلم‌ها نقش داشته است. اغواگرترين منافع جنرال الکتريک، با توليد تسليحات، توليد اجزاي حساس هواپيماهاي جنگي برخوردار از فن آوري برتر، فن‌آوري اکتشافي پيشرفته و سخت افزارهاي حساس مهم براي صنايع نفت و گاز جهاني خصوصاً در جهان پس از صدام حسين مرتبط مي‌شود. هم مديران قبلي و هم فعلي جنرال الکتريک با دولت بوش مرتبط بوده اند: جک ولش (مدير اين شرکت از 1981 تا 2001) يک جمهوري خواه رسمي است که بيزاري خود را از «پروتکل»، «ديپلماسي و مقررات» اعلام داشته و حتي از سوي نماينده کاليفرنيا در کنگره، يعني هنري واکسمن متهم شده که به شبکه «ان بي‌سي» خود فشار آورده است تا در «انتخابات به سرقت رفته» سال 2000 که بوش بدون اعلام قبلي در خلال شمارش آرا در اتاق خبر ظاهر شد، او را برنده انتخابات اعلام کند . خلف ولش يعني مدير فعلي جنرال الکتريک جف ايملت، يک نو محافظه کار است و يکي از مشارکت کنندگان مالي مهم در مبارزات انتخاباتي بوش بوده است.

فيلم United 93 توليد جنرال الکتريک/ يونيورسال، به عنوان «شرح ماوقع راستين» چگونگي «خنثي کردن نقشه تروريستي» هواپيما ربايان توسط مسافران قهرمان هواپيما جا زده شده است که در آن، مسافران تروريست‌ها را وادار مي‌کنند تا قبل از رسيدن هواپيما به هدف تروريست‌ها، آن را در مناطق روستايي پنسيلوانيا سرنگون کنند. در آن زمان، روايت رسمي بوش از حادثه يازده سپتامبر از سوي رسانه‌هاي خبري مستقل آمريکا به طور جدي مورد پرسش واقع شد. طبق نظر سنجي «زاگبي» که در سال 2004 انجام شد، نيمي از اهالي نيويورک معتقد بودند که «رهبران آمريکا از قريب الوقوع بودن حملات يازده سپتامبر آگاه بوده‌اند و آگاهانه از دست زدن به هر اقدامي قصور ورزيده‌اند.» و فقط يک ماه قبل از به نمايش در آمدن United 93، هشتاد و سه درصد از بينندگان Cnn اعتقاد خود را نسبت به اين امر مورد تأييد قرار دادند که «دولت آمريکا رويدادهاي واقعي مربوط به حملات يازده سپتامبر را از مردم مخفي کرده است.» دولت آمريکا در حالي که روايت رسمي آن از حملات، مورد ترديد جدي قرار داشت، با آغوش باز از نمايش United 93 استقبال کرد: اين فيلم برگرداني صادقانه و آوايي ـ تصويري از «گزارش کميسيون يازده سپتامبر» بود. اندکي پس از شروع اکران فيلم در سطح کشور، پرزيدنت بوش نمايندگان يونيورسال را به کاخ سفيد دعوت کرد تا به دنبال نمايش خصوصي فيلم، دست‌هاي آنان را براي تشويق و تبريک بفشارد.
فيلم «مونيخ»، کندوکاو اسپيلبرگ از انتقام جويي اسرائيل به دنبال حمله تروريستي فلسطيني‌ها به بازي‌هاي المپيک مونيخ در سال 1972 را نيز مي‌توان بازتاب منافع «جنرال الکتريک» دانست. اسرائيل يکي از وفادارترين مشتريان جنرال الکتريک است و موشک‌هاي ليزري هل فاير 2 و نيز سيستم‌هاي پيش رانش جنگنده‌هاي فالکون اف ـ 16، جنگنده فانتوم اف ـ4، هلي کوپترهاي تهاجمي آپاچي آ اچ ـ64 و هلي کوپتر بلک‌هاوک يو اچ ـ60 را از اين شرکت خريداري مي‌کند. اسپيلبرگ فيلم خود را با يک نماي طولاني از مرکز تجارت جهاني به پايان مي‌برد، در حالي که برج‌هاي دوقلوي اين مرکز به شکل يادآوراني غول پيکر در تصوير ديده مي‌شود که مي‌گويند: «چرا ما مي‌جنگيم» و سايه خود را بر صد و شصت و هفت دقيقه از زمان فيلم مي‌اندازند، صداي عامل فلسطيني فقط به دو و نيم دقيقه ديالوگ محدود مي‌شود. همان گونه که يکي از منتقدان اشاره کرده است، مونيخ را بسيار بيشتر از آنکه يک «فرياد بي‌طرفانه براي صلح» دانست، بايد تأييديه‌اي بر سياست‌هاي اسرائيل با حمايت شرکت سازنده آن تفسير کرد. براي فهم اينکه اگر منافع شرکت‌هاي بزرگ، کمتر بر صنعت فيلم سازي غالب بود، چه اتفاقي مي‌افتاد، توزيع کننده مستقل «لاينز گيت فيلمز» را در نظر بگيريد. لاينز گيت در کانادا و توسط يک بانکدار سرمايه گذار شکل گرفته است، ولي اين شرکت مرهون يک شرکت مادر چند ميليون دلاري با منافع چند وجهي و گوناگون نيست. نتيجه کار اين شرکت، توليد محبوب‌ترين و مورد اقبال‌ترين سينماي سياسي ده سال اخير بوده است: «روح آمريکايي» که سرمايه‌داري شرکتي را مورد انتقاد قرار مي‌دهد، «هتل رواندا» که شکست سياست خارجي آمريکا را به تصوير مي‌کشد و «ارباب جنگ» که بر تجارت اسلحه تمرکز دارد.

جيم‌هاي تاور مفسر راديويي، به دنبال انتقاد از سياست‌هاي ديزني در موضوعات مختلف از جمله تبليغ محصولات دخاني توسط ديزني، از اين شرکت اخراج شد. او يک بار گفته بود که «طيف سياسي واقعي، از چپ به راست نيست، از بالا به پايين است و اکثريت قاطع مردم حتي در تيررس شليک قدرت‌هاي اقتصادي و سياسي که در بالا جاخوش کرده‌اند، قرار ندارند.»

همان طور که ما سرمان را از روي پاکت پف فيل خود بالا مي‌آوريم تا به پرده سينما نگاه کنيم، ارزشش را دارد که به ياد آوريم، در پشت جادوي فيلم‌ها، قدرت تاريک روابط عمومي شرکتي پرسه مي‌زند که از خود سينما نيز تاريک‌تر است.
منبع: www.newstatesman.com
 
متيو آلفورد  رابي گراهام
سیاحت غرب شماره 70
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.